تبليغاتX
قلبها تنها با یاد خدا ارام میگیرد.

قلبها تنها با یاد خدا ارام میگیرد.

اخرین اخبار

جمشید مشایخی

27/8/85
گفتگوي تفصيلي ايسنا با جمشيد مشايخي از اجراي نمايشنامه‌هايي در پارچين تا يك بوس كوچولو

جمشيد مشايخي يكي از ماندگارترين چهره‌هاي عرصه بازيگري متولد 6 آذر 1313 در تهران است و از سال 1336 با نمايش "وظيفه پزشك" فعاليت بازيگريش را آغاز كرد و با فيلم كوتاه "جلد مار" در سال 42 مقابل دوربين رفت و دو سال بعد با فيلم "خشت و آينه" وارد سينما شد. تا به امروز ايفاگر نقش‌هاي ماندگاري بوده است كه از جمله آنها مي‌توان به فيلمهاي "گاو"، "قيصر"، "شازده احتجاب"، "سوته‌دلان"، "خانه عنكبوت"، "كمال‌الملك"، "گل‌هاي داودي"، "آوار"، "پدر بزرگ"، "طلسم"، "سرب"، "روز واقعه"، "خانه روي آب" و "يك بوس كوچولو" و مجموعه‌هاي "هزاردستان"، "داستان هاي مولوي"، "سلطان صاحبقران"، "امام علي (ع)" و "پهلوانان نمي‌ميرند اشاره كرد.

وي همچنين شامگاه دوشنبه به عنوان چهره ماندگار سينما در ششمين مراسم چهره‌هاي ماندگار انتخاب شد و چهارشنبه -24 آبان ماه- هم در مراسمي باعنوان "شب حافظ" در كاخ اكتشاف پاريس مورد تجليل قرار گرفت.

به گزارش سايت اطلاع رساني موسسه رسانه هاي تصويري، اين بازيگر پيشكسوت در گفت‌وگويي تفصيلي با خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، از تاريخچه سينما‏‏، تئاترو‏‏ زندگي و خاطراتش سخن گفت.

/ دوران كودكي /

پدرم مهندس شيمي بود و رياست كارخانه اسيدسازي در پارچين را بر عهده داشت. كه بعد هم رييس فني كارخانجات آن منطقه شد. من در پارچين به دنيا آمدم. دركلاس پنجم ابتدايي بودم كه براي جشن پايان تحصيل نمايشي با عنوان "مناظره شتر و موتور" اجرا شد كه من نقش شتر را بازي كردم و به شدت مورد تشويق خانواده‌هاي حاضر درآن منطقه واقع شد. بعدها هم كه به اتفاق خانواده تهران مي‌آمدم بيشتر به تماشاي تئاتر مي‌رفتيم. تئاتر در آن زمان طرفدار بيشتري نسبت به سينما داشت وهنرمندان زيادي در اين حرفه مشغول به فعاليت بودند. من تئاتر را دوست داشتم و بعد از تشويق‌هايي كه شدم علاقه بيشتري پيدا كردم.

نمايشنامه‌هايي را هم كارگراني مي‌كردم و روي صحنه‌اي كه خودمان درست مي‌كرديم به اجرا مي‌گذاشتيم. مردم پارچين بسيار استقبال مي‌كردند. پدرم نظامي بود و دوست داشت نظامي شوم و به خاطر همين من را به دبيرستان نظام و بعد دانشكده افسري فرستاد و من كه از نظام خوشم نمي‌آمد، هنگامي كه پدرم در ايران نبود فرار كردم و وقتي پدرم برگشت ديگر كار از كار گذشته بود. او من را به بيمارستان ارتش معرفي كرد تا به كمك مدير بيمارستان كه از دوستانش بود اعلام كنند قلب من مشكل دارد تا از خدمت معاف شوم. درنهايت بعد از 15 روز كه در بيمارستان خوابيدم اتفاقات زيادي رخ داد و معافيت‌ام به سرانجام نرسيد و به خدمت وظيفه اعزام شدم و به اروميه رفتم.

/ شروع فعاليت هنري با تئاتر/

بعد از اتمام خدمت، دايي‌ام كه كارهاي زمان مدرسه‌ام را ديده بود، خبر داد كه اداره‌اي با عنوان هنرهاي دراماتيك در حال تاسيس است و من را به دوستش كه رييس كارگزيني اداره هنرهاي زيبا بود معرفي كرد. ايشان هم من را پيش دكتر فروغ رييس اداره برد و امتحان از من گرفتند. هنوز هيچ هنرپيشه‌اي به استخدام آنجا درنيامده بود و تنها "ركن‌الدين خسروي" كه معلم آموزش و پرورش بود قرار بود به آنجا بيايد. به هر حال تعدادي كه بيشتر غير‌حرفه‌اي‌ها بودند جمع شدند و بعد از آموزش‌هايي كه دكتر فروغ داد كار خود را آغاز كرديم. ابتدا در شبكه 2 تلويزيون اجرا داشتيم تا اينكه در حياط اداره ، سالن 100 نفره‌اي درست شد كه وسايل آنجا را هم خودم خريدم و با توجه به اينكه هنوز مردم ما را قبول نداشتند بليط‌هاي افتخاري پخش كرديم تا مردم بيايند و كارهاي ما را ببينند. بعدها در خيابان جنوبي پارك‌شهر سالن 25 شهريور كه امروز "سنگلج" نام دارد راه اندازي شد. مردم هم كم كم به نمايشنامه‌هاي ما كه از تلويزيون پخش مي‌شد عادت كردند و به كارهاي ما علاقمند شدند وتئاتر رونق پيدا كرد.

جعفر والي، ركن‌الدين خسروي، علي نصيريان، عباس جوانمرد، محمدعلي كشاورز، اسماعيل شنگله، اسماعيل داورفر وبعدها عزت‌اله انتظامي، فخري خروش، حسين كسبيان، مهين شهابي و پرويز بهرام از جمله كساني بودند كه با هم كار مي‌كرديم ونمايش‌هايي همچون "اميرارسلان نامدار"، "بهترين باباي دنيا" و "كوروش پسر ماندانا" را به روي صحنه برديم در تلويزيون هم نمايش‌هايي را به صورت زنده اجرا مي‌كرديم كه كار بسيار مشكلي بود.

فعاليت ما در تئاتر ادامه داشت تا اينكه دكتر فروغ دانشكده هنرهاي دراماتيك را تاسيس كرد و ما كه سالها كار تئاتركرده بوديم و جزو هنرپيشه‌هاي مشهور آن زمان محسوب مي‌شديم، وارد دانشكده شديم. بعد از مدتي وقتي ديدم چيزي از نظر بازيگري به من اضافه نمي‌شود از آنجا بيرون آمدم. البته اساتيد بزرگي چون آريان‌پور، محجوب و باستاني بودند كه دروس غيربازيگري را تدريس مي‌كردند و براي من بسيار مهم بود. اما ديدم همه چيزهايي كه تدريس مي‌شود درتئاتر ديده‌ام و ادامه ندادم.

/ ورود به سينما با "خشت و آينه"/

سال 40 هژير داريوش فيلم كوتاهي بنام "جلد مار" را در 20 دقيقه ساخت كه من به همراه خانم خروش براي اولين بار مقابل دوربين رفتيم و در آن بازي كرديم. دو سال بعد هم ابراهيم گلستان به همراه فروغ فرخزاد به تماشاي نمايشنامه‌ي "مرده‌هاي بي‌كفن و دفن" آمده بودند كه توسط حميد سمندريان كارگرداني مي‌شد. من نقش يك افسر ژاندارم را بازي مي‌كردم ومرحوم فني‌زاده، محمدعلي كشاورز ومنوچهر فريد هم ديگر بازيگران اين نمايش بودند. آن زمان گلستان همه ما را براي بازي در فيلم "خشت وآينه" دعوت كرد و نقش افسر پليس عارف مسلكي را به من داد. اين فيلم با كارهاي آن روزگار فرق داشت و نگرفت اما فيلم خوبي بود. گلستان به عنوان تهيه‌كننده وكارگردان زحمات زيادي كشيد. من ابراهيم گلستان را اولين استادم به عنوان كسي كه بازيگري در سينما را به من آموخت مي‌دانم واز حرف‌هايي كه مي‌زد خيلي لذت مي‌بردم.

استادي درانگليس فيلمي آموزشي درباره بازيگري تكثير كرده كه خيلي از حرف‌هاي آن زمان گلستان را من در درونش ديدم كه الان مطرح مي‌شود وآدم لذت مي‌برد كه يك ايراني در سال 42 اينگونه روي كارش مسلط بوده است.

/گاو/

تا سال 48 مجددا به بازيگري در تئاتر ادامه دادم تا اينكه روزي آقاي انتظامي به خانه من آمد و گفت كارگردان جواني از خارج به ايران آمده كه بسيار با شعور است ومي‌خواهد يكي از قصه‌هاي غلامحسين ساعدي را كار كند. اين داستان را قبلا جعفر والي با چند پرسوناژ براي تلويزيون اجرا كرده بود و وقتي به صورت فيلمنامه درآمد شخصيت‌هاي ديگر داستان وارد قصه شدند. من "الماس 33 " كار قبلي مهرجويي را نديده بودم اما وقتي فهميدم ساعدي اجازه ساخت داستانش را به او داده متوجه شدم آدم بزرگي است. وقتي سناريو را خواندم مش عباس به نظرم بي‌رنگ آمد كه مهرجويي گفت اين نقش را مخصوصا به توداده‌ام. ما اين فيلم را در روستايي واقع در 30 كيلومتري جاده رشت به قزوين كار كرديم. همه كساني كه بازي كردند تئاتري بودند و به غير از من همه تجربه كار اولشان بود.

/قيصر /

همان سال كيميايي مي‌خواست "قيصر" را كارگرداني كند و دنبال من وكشاورز فرستاد. با هم به "آريانا" فيلم رفتيم. با كيميايي آنجا آشنا شدم. من قرار بود نقش "فرمان" را بازي كنم وكشاورز "خان دايي" را كه كشاورز به خاطر اينكه كارمند اداره تئاتر بود نتوانست بازي كند. عباس جوانمرد گزينه بعدي براي اين نقش بود كه آن هم نشد تا اينكه يك روز وارد حياط شدم وكيميايي و وثوقي با هم مشغول صحبت بودند. تا كيميايي من را ديد گفت « گير آوردم جمشيد "خان دايي" را بازي مي‌كند و "ملك‌مطيعي" هم "فرمان" را» و همين اتفاق افتاد آن موقع مازيار پرتو يكي از فيلمبرداران تواناي سينما در هنرهاي دراماتيك بود كه پشت دوربين قرار گرفت و گروه خيلي خوبي جمع شد، براي اين فيلم جايزه مجله فيلم وهنر را گرفتم.

/فيلم‌هاي ديگر/

بعد از "قيصر" با اداره تئاتر به مشكل برخوردم آن موقع مثل الان زير بار بسياري از چيزها نمي‌رفتم و از آنجا بيرون آمدم. فعاليت خودم را بيشتر در سينما ادامه دادم. "طلوع" با ميناسيان، "شازده احتجاب" با فرمان‌آرا، "نفرين" با تقوايي، "چشمه" با آرمانسيان كه يكي از فيلم‌هاي مطرح آن زمان بود، "سلطان صاحبقران" و "سوته‌دلان" با حاتمي از كارهايي هستند كه تا سال 56 بازي كردم و خيلي دوستشان دارم.

چند كار تئاتر هم مثل "آوار بر سنگ"، "در گوش سالمم زمزمه كن" و "باغ وحش" داشتم كه بين فيلم‌هايم اجرا شدند. چون با جعفر والي خيلي دوست بودم بيشتر درنمايش‌ها او بازي مي‌كردم.

/ بعد ازانقلاب اسلامي/

كار من در بعد از انقلاب به صورت مداوم ادامه داشت و از سال 58 به مدت 18 ماه مسوول اداره تئاترشدم وحدود 40 نمايش روي صحنه آمد. بعد از آن تقاضاي بازنشستگي كردم و19 نفراز هنرمندان ديگر هم به خاطر اينكه بامن دوست بودند خودشان را بازنشسته كردند كه آقاي والي وكشاورز از جمله آنها بودند. "دادا" اولين فيلم من در بعد از انقلاب بود.

/ هزاردستان/

تابستان سال 58 كار را در خانه‌اي قديمي در لاله‌زارنو كه به مرحوم پيرنيا تعلق داشت شروع كرديم. نام "هزاردستان" قبلا "جاده ابريشم" بود. با توجه به اينكه طرح از مدتها پيش آمده بود. "حاتمي" بهروز وثوقي را براي يكي از نقش‌هاي اصلي در نظر گرفته بود كه نشد. دو نقش "رضا تفنگچي" و نقشي كه "آقاي انتظامي" بازي كردند را هم به من پيشنهاد داد وگفت: دوست دارم، رضا تفنگچي را بازي كني كه مقدار زيادي رو شخصيت تو نوشته‌ام به هر حال كار شروع شد و در طول 4 ماه صحنه‌هايي را كه رضا از ترور دست برداشته و به خانه‌اي در مشهد فرار كرده را در آنجا گرفتيم. بعد ازآن براي قسمت‌هاي ديگر به بالاي "اقدسيه" رفتيم و در آنجا محلي كه سالها محل نگهداري گوسفند وگاو بود را خالي كرده بودن و قرار بود صحنه‌هاي زندان "رضا" در آنجا گرفته شود. من و آقاي رشيدي در آن صحنه بازي داشتيم و سه ماهي آنجا بوديم.

من در آن صحنه‌ها مدام با قل و زنجير بودم و بدنم را گازوئيل زده بودند تا چرك شود و دائما بوي گازوئيل مانع غذا خوردنم مي‌شد و زجر زيادي در طول اين صحنه‌ها كشيدم. همان جا مرحوم حاتمي به من گفت:« فيلمي را دارم كه مي‌خواهم دراروپا بسازم و تو كه اينقدر زجر كشيدي مي‌خواهم به آنجا ببرم» كه اين اتفاق نيفتاد و حاتمي با وقفه‌اي كه در وسط كار افتاد، "حاجي واشنگتن" را در ايتاليا ساخت. "هزار دستان" در طول كار به دليل تغيير مديران تلويزيون مدام تعطيل مي‌شد، به طوريكه ما 5 ماه كار مي‌كرديم وبعد يك سال تعطيل مي‌شد و مديران جديد كار را تصويب مي‌كردند و دوباره شروع مي‌شد به خاطر همين از سال 58 تا 65 ساخت اين مجموعه به طول انجاميد.
جمشيد مشايخي به فيلم‌ "كمال‌المك" اشاره كرد و گفت: در يكي از وقفه‌هايي كه در طول ساخت مجموعه "هزاردستان" پيش آمد. دوستي به پيش من آمد و گفت مي‌خواهند به همراه چند شريك ديگر فيلمي را سرمايه‌گذاري كنند؛ كه من در آن نقش اصلي را داشته باشم. علي حاتمي را براي كارگرداني معرفي كردم وقرار شد كمال‌الملك ساخته شود. براي اين فيلم كتاب‌هاي زيادي مطالعه كرديم و حتي سراغ نوه‌ها وشاگردان كمال‌الملك رفتيم وسعي كرديم شخصيت او هماني باشد كه همه مي‌گويند. وقتي سناريو را خواندم كمال‌الملك بيشتر با مردم و درمدرسه‌اش بود و كمتردر كاخ‌ها حضور داشت . ولي در نهايت قرار شد قسمت تبعيد به خاطر بالارفتن هزينه فيلم حذف شود كه من گفتم بدون قسمت آخر اصلا به درد نمي‌خورد و ديگر كمال‌الملكي نيست كه به قول خودش "خاك پاي ملت ايران" باشد و بالاخره آن قسمت‌ها هم گرفته شد. من براي اين فيلم پيش استاد شكيبا رفتم واز ايشان نقاشي كردن ياد گرفتم و سعي كردم اين نقش را هر چه طبيعي‌تر بازي كنم. بعد از اتمام فيلم درمنزل استاد عرب‌زاده كه شاگرد كمال‌المك بود، حضور داشتم كه ايشان به من گفت: « نقش استادم را خيلي خوب بازي كردي، فقط قدت كوتاه‌تر از او بود.» اين حرف او جايزه بزرگي براي من بود و يا وقتي زمان اكران فيلم از نوه‌هاي كمال‌الملك راجع به فيلم پرسيده بودند جواب دادند كه پدر بزرگمان را در فيلم ديديم علي حاتمي در اين فيلم شاه هنر ايران را در مقابل سلاطين قرار داد.

/ علي حاتمي /

مرحوم "حاتمي "سعدي سينماي ايران بود كه ديالوگ‌هاي حساب شده‌اي در فيلم‌هايش استفاده مي‌كرد. او حرف امروز را در قصه‌هاي ديروز مي‌گفت و تاريخ برايش وسيله بود. حاتمي هنرمند توانايي بود كه به تاريخ وادبيات اشراف كاملي داشت واثر را از فيلتر ذهن خود خارج و روايت مي‌كرد. من در داستانهاي مولوي، سلطان صابحقران، سوته‌دلان، كمال‌الملك و هزاردستان با او همكاري داشتم. ضمن اينكه قرار بود در "دلشدگان" هم حضور داشته باشم و حتي تست گريم دادم و قرارداد بستم. يك روز هم علي حاتمي با حسين دهلوي خانه ما آمدند و قرار شد او هم به ما كمك كند. مدتي هم تار زدن ياد گرفتم تا استيل ساز زدن را در فيلم به شكل درست داشته باشم. حاتمي به من گفت تا شهريور كاري با من ندارد و دراين فاصله سريال "پيك سحر" پيشنهاد شد. به گونه‌اي قرارداد بستم كه كارم اول شهريور تمام شود. اما 10 مرداد حاتمي مدير توليد را سراغ من فرستاد و به خاطر اينكه كاخ گلستان را جلوتر گرفته بودند، خواستند كار را شروع كنند كه نتوانستم در فيلم بازي كنم. در "مادر" هم قرار بود بازي كنم آن هم نشد. "ورسيون اول "تختي" را هم به من داد و قرار بود نقش "مردم" را در مقابل پيروزي‌ها و شكست‌هاي "تختي" بازي كنم. اما عده‌اي نمي‌خواستند علي با من كار كند وهمين افراد باعث شدند دلخوري‌هايي بين ما بوجود آيد. من كار با او را خيلي دوست داشتم و خود حاتمي معتقد بود ديالوگ‌هايش را من از همه بهتر مي‌گويم و به همين دليل هنوز هم بعضي ازديالوگ‌هايش را حفظ هستم.

/ ساير فيلم‌ها و جوايز/

"آوار"، "گل‌هاي داوودي"، "خانه عنكبوت" كه نقش منفي داشتم. "پدربزرگ"، "طلسم"، "كاغذ بي‌خط" و "روز واقعه" از ديگر كارهايي هستند كه به آنها علاقه دارم. براي "خانه عنكبوت" تا به 20 دقيقه قبل از مراسم قرار بود جايزه بازيگري به من وخانم خروش تعلق گيرد كه نتايج را عوض كردند وتقديرنامه‌اي به ما دادند. براي "گلهاي داوودي" و "كمال‌الملك" هم جايزه بهترين بازيگر نقش اول جشنواره فيلم فجر را گرفتم. "پدربزرگ" نيز در جشنواره پيونگ يانگ كره شمالي بهترين بازيگري را دريافت كرد. چند جايزه داخلي ديگر هم از جمله جايزه تلاش براي راه افتخار ،تنديس خانه سينما براي "بانوي من" و يك جايزه هم از شهرداري براي "شمعي در باد" گرفته‌ام.

/ خانه‌اي روي آب/

با فرمان‌آرا يك بار در سال 52 در "شازده احتجاب" همكاري داشتم و وقتي پيشنهاد "خانه‌اي روي آب" را داد به خاطر احترامي كه برايش قاتل بودم از كوتاه بودن نقش ايراد نگرفتم. براي ما كه تئاتر كار مي‌كرديم كوتاه و بزرگ بودن نقش از نظر مقدار معنا نداشت. مهم بازيگر بزرگ و كوچك است. هميشه نقش اول را همه نگاه مي‌كنند و نقش‌هاي ديگر ديده نمي‌شود، در حاليكه بايد توجه داشت آن كسي كه در نقش اول مطرح مي‌شود چگونه بدون بازيگران ديگر اين كار عملي مي‌شود. اين حرفها آدم را متاثر مي‌كند كه مي‌آيي و نقش كوتاهي را به نحو احسن بازي مي‌كني ولي كسي آنرا نمي‌بيند. اما بعد از چند وقت مي‌گويند اين سكانس در "خانه‌اي روي آب" عجيب بوده اما موقعي كه فيلم به نمايش درمي‌آيد، خبري از هيچ تقديري نيست. زمان فيلم "چشمه" هم ايراد مي‌گرفتند، اما امروز مي‌گويند يكي از بهترين‌هاي ايران است.

/ مجموعه‌هاي تلويزيوني /

بعد از "هزاردستان" كه بهترين بود، سريال "پهلوانان نمي‌ميرند" را با اينكه نقشم زياد نبود اما دوست داشتم. همچنين "روشن‌تر از خاموشي"، "بهشت گمشده"، "عشق گمشده"، "پيله‌هاي پرواز" و "امام علي (ع)"، در امام علي (ع) نقش "ابن مسعود" را بازي مي‌كردم و سكانس زيبايي با "مالك اشتر" بود كه درباره‌ي مولا علي (ع) صحبت مي‌شد. در واقع بازي در اين مجموعه را به خاطر اين سكانس طولاني قبول كردم. اين صحنه را از سه زاويه هم فيلمبردار ‌كردند، اما وقتي خانه آمدم به همسرم گفتم اين صحنه را نمي‌گذارند چون با تمام وجود بازي كردم و آنرا خيلي دوست دارم. بعد كه علت حذف آنرا پرسيدم گفتند «چون دكور بد بوده حذف شده» گفتم خاك بر سر بازيگري كه آنقدر بد بازي كند كه مردم دكور را ببيند. اين چيزهاست كه آدم را عصبي و ناراحت مي‌كند.

/ بهترين‌ها/

فيلم "خشت و آينه" را با اينكه نقشم زياد نبود ولي بسيار مشكل بود، دوست دارم. همچنين "قيصر"، "گاو"، "سوته‌دلان"، "شازده احتجاب"، "طلوع" و "ماهي‌ها در خاك مي‌ميرند". در بعد از انقلاب هم يكي از فيلم‌هايي كه خيلي از نظر بازيگري برايم مشكل بود و آن نقش را خيلي با زحمت بازي كردم "خانه عنكبوت" بود. اما چيزي كه خيلي به آن نزديك بودم و اين اواخر با آن زندگي كردم همين "يك بوس كوچولو" بود. مثل اينكه خود من بودم و دارم مي‌ميرم با آن عشقي كه به ايران دارم ودر روحيه خود من هم همچنين احساس بوده است، من اين فيلم را بهترين كار دوران بازيگري‌ام مي‌دانم.

/ تئاتر/

بعد از انقلاب 4 نمايش بازي كردم يكي "ولد كشته" كه زمان مسووليت من در اداره تئاتر بود كه مريض شدم و 7،8 روز بيشتر كار نكردم. همچنين پي‌اس تلويزيوني بنام "سبز در پاييز" كار فرهودي و اسماعيل خاني، "خانه‌اي روي آب" را حدود 7 سال پيش با هادي مرزبان كار كردم و "ميرعشق" را 4 سال پيش به مدت 18 شب در اصفهان بازي كردم كه در اجراهاي تهران آن ، ايرج راد بازي كرد. الان هم با وجود اينكه تئاتر را خيلي دوست دارم اما از نظر روحي در شرايطي نيستم كه كار كنم.

/حضوردر تبليغات شهري/

سرحضور من در تبليغ يك كالا انتقادهاي زيادي صورت گرفت. اما الان مي‌بينيد كه همه به اين كار روي آورده‌اند. چطوري است كه "پهلوان جهان" براي روغن ماشين تبليغ مي‌كند و ايرادي ندارد اما كار من ايراد داشت مگر دزدي كرده بودم. اين كار در همه كشورهاي دنيا صورت مي‌گيرد. ضربه را من خوردم. بعد كه ديگران كردند هيچ اتفاقي نيفتاد. در واقع من راه را براي بقيه باز كردم مصداق اين شعر كه "دربند اين نه ايم كه دشنام يا دعاست، يادش بخير هر كه زما ياد مي‌كند."

/ جوانان بازيگر/

كار بعضي از جوانهاي واقعا بي‌نظير است. گروهي هم كه بعد از انقلاب مثل شكيبايي و پرستويي آمدند، واقعا هنرمندان شايسته و بزرگي هستند. ما بازيگران خيلي خوبي داريم. ساز ويولون چون پرده ندارد نواختن آن سخت است وكمتر كسي به سراغ آن مي‌رود بازيگري هم بايد به همين شكل باشد و هر كسي كه فكرمي‌كند مي‌تواند داد بزند، بخندد، راه برود، بازيگر نيست. چرا كه بايد استعداد و نبوغ اين كار را داشت و تربيت كرد تا شكل بگيرد. ضمن آنكه هدف مشخصي هم بايد داشت. متاسفانه وضع بازيگري ما جور خاصي شده و جوانهايي كه واقعا استعداد دارند و دوره ديده‌اند و تئاتر كار كرده‌اند كمتر به اين حرفه راه پيدا مي‌كنند و ورود با قيافه و پول شده در حاليكه هنر بازيگري ربطي به قيافه ندارد. سينماي امروز جهان به دنبال هنر است و ما تازه به دهه 60 آمريكا كه دنبال چهره‌هاي زيبا بودند رسيده‌ايم.

/فرزندان/

من دو پسر و يك دختر دارم. "نادر" بزرگترين است كه سه فرزند دارد. فرزند دومم "نغمه" است كه در آمريكا تدريس مي‌كند و دو دختر دارد. "سام" هم پسر كوچكم است كه در دفتر چهره‌آزاد مشغول است بازي هم كرده اما علاقه بيشتري به تهيه‌كنندگي وتوليد دارد او هم صاحب دختري است.

/ نادرمشايخي/

نادر در اينجا به هنرستان عالي موسيقي مي‌رفت كه بعد او را به اطريش فرستاديم وادامه تحصيل داد. تا سال 59 هم مي‌توانستيم برايش پول بفرستيم كه بعد اعلام كردند، كساني كه در رشته‌هاي هنري در خارج تحصيل مي‌كنند نمي‌توان برايشان پول ارسال كرد. به همين دليل روي پاي خودش ايستاد و زحمات زيادي كشيد. خواهرم هم در طول 28 سال كمك‌هاي زيادي در خارج از كشور به او كرد تا اينكه برگشت و به عنوان رهبر اركستر سمفونيك تهران انتخاب شد. با اينكه نادر فرزند من است اما كاري برايش نكردم و هر چه شده تلاش خودش بوده وهيچ دخالتي در پيشرفت او نداشتم. الان به وجودش افتخار مي‌كنم و معتقدم از من جلوتر است و بعضي وقت‌ها از او ياد مي‌گيرم.

/ برنامه آينده /

هيچ برنامه‌اي ندارم. چند پيشنهاد شده كه نقش‌هاي خوبي نبوده‌اند مردم هم انتظار ندارند هر نقشي را بازي كنم. سالها پيش آقايي به من گفت چرا در فلان كار بازي كرديد، گفتم:« كارگردانش جوان بود و به من احتياج داشت و به خاطر همين بازي كردم» گفت: « تو دلت براي آن جوان سوخت ولي براي يك ملت نسوخت» اين حرف خيلي جالبي است.

و فكر نمي‌كنم، ديگر پيشنهاد خوبي براي بازيگري‌ام پيش بيايد. بنابراين بايد بعد از اين دنبال كارديگري بگردم. كاري كه اصلا هنري نيست. عرصه هنر ديگر به من احتياج ندارد. دوست دارم گوشه‌اي در طبيعت كتاب بزرگان بخوانم و شجريان و بنان گوش بدهم. من هميشه گفته‌ام بازيگر نبودم ولي اين‌بار مي‌خواهم بگويم اتفاقا بازيگر توانايي بودم و بازيهايي كه كردم ماندگار است. برعكس هميشه ديگر فروتني به درد نمي‌خورد و حالا كه كار را كنار گذاشتم بگذاريد حقايق را بگويم.

/ جامانده از صحبت‌هاي مشايخي /

** اولين كار بهرام بيضايي نمايشنامه‌ي تك پرده‌اي بود بنام "ميراث و ضيافت" كه در دهه 40 اجرا كرد. من و جمشيد لايق و محمود دولت‌آبادي در آن حضور داشتيم.

** بعد از "كمال‌الملك" به اين نتيجه رسيدم. اي كاش به جاي بازيگر نقاش بودم. چون هم زيباتر است و هم بسيار آرامش مي‌دهد.

** در مجموعه "پيك سحر" نقش "رفته‌گر" را بازي مي‌كردم وانتقادهاي زيادي به من شد. در حاليكه توقع داشتم مرا تشويق كنند.

*** حكم استخدامي من دراداره تئاتر كارگرداني است اما يك نمايش بيشتر كارگرداني نكردم.

*** از هنرمندان با جمشيد شاه‌محمدي ، مرتضي احمدي، ولي شيراندامي و سعيد اميرسليماني معاشرت دارم.

*** قلمي كه خبرنگاران به دست دارند احترام دارد و اين قلم به دست فردوسي و مولانا بوده است. وظيفه كسي كه قلم به دست مي‌گيرد سنگين است و نبايد پا را روي حق گذاشت. هميشه گفته‌ام دست اهل قلم را مي‌بوسم.


:: ايسنا ::
+ نوشته شده در  شنبه 4 آذر1385ساعت 11:41 بعد از ظهر  توسط رزا  | 

وبلاگ نویسان بخوانند

هيچ گاه نمي‌توان نقش وبلاگ ها را درانعكاس تحولات اجتماعي و ارتباطي جامعه ناديده گرفت. اما به راستي عمر وبلاگ‌نويسي تا چه اندازه است؟

به گزارش خبرنگار سرويس نگاهي به وبلاگ‌هاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، آنچه وبلاگ را از ساير پديده‌ها متمايز مي كند، پويا بودن آن است. يك وبلاگ ممكن است هر روز يا حتي چند بار در يك روز به روز شود و آن چنان اين مساله اهميت دارد كه اگر مخاطب يك وبلاگ با مطالب جديد نويسنده آن با فاصله زماني كم مواجه نشود، به سرعت آن را رها مي كند و به سراغ وبلاگ ديگري مي رود و بالعكس اگر وبلاگ نويسي احساس كند كه مطالب او خواننده‌اي ندارد، انگيزه‌ي خود را براي ادامه راه از دست مي دهد و ممكن است وبلاگ خود را تعطيل ويا وبلاگ ديگري با محتواي متفاوت‌تري را ايجاد كند. بنابراين " مخاطب" يكي از عوامل اصلي ايجاد انگيزه در بلاگرها و جلوگيري از تعطيل شدن آن‌هاست.

حال سوال اينجاست كه آيا پديده نوپاي وبلاگ، فصل تازه‌اي از اطلاع رساني در محيط اينترنت را ايجاد كرده كه با گذشت زمان به سمت نظم و سامان خاصي حركت خواهد كرد ويا به تدريج دچار سردرگمي ، آشفتگي ، دلسردي و نااميدي كاربران آن مي‌شود؟

سرعت رشد و فراگيري اين پديده به حدي است كه برخي در اين ميان معتقدند تب تند و موج وسيع وبلاگ‌نويسي پس از مدتي از بين مي‌رود و به دليل خاص و متفاوت بودن وبلاگ‌ها و محتواي آن‌ها ، خوانندگان و نويسندگان وبلاگ‌ها مدت زيادي با اين پديده نخواهند بود و برخي نيز بر رشد و سامان يافتگي روزافزون آن‌ها اذعان مي‌كنند.

مدير بلاگفا: وبلاگ‌هايي که به روز نمي‌شوند، وبلاگ‌هاي مرده خواهند بود

مدير سايت بلاگفا در اين خصوص معتقد است: دوره‌ي زماني به روزرساني يک وبلاگ معمولا از سوي نويسنده‌ي آن مشخص مي‌شود و خوانندگان نيز انتظار دارند که در دوره‌ي زماني معمول، شاهد مطالب جديد در وبلاگ مورد علاقه‌شان باشند.

عليرضا شيرازي، در گفت‌وگو با ايسنا افزود: اگر وبلاگ‌نويسي براي مدت طولاني، وبلاگ خود را به صورت روزانه به روزرساني کند، طبيعتا خوانندگان آن وبلاگ نيز انتظار مشاهده‌ي مطالب جديد را به صورت روزانه خواهند داشت. ولي به صورت کلي مي‌توان دوره‌ي زماني يک هفته را زماني مقبول براي به روز رساني يک وبلاگ دانست، بدين معني که حداقل يک مطلب جديد در هر هفته در وبلاگ منتشر شود.

وي در خصوص دلايل تعطيلي برخي وبلاگ‌ها، گفت: برخي از وبلاگ‌ها به طور کلي ماهيتي موقت دارند، يا مي‌توان متصور بود که پس از مدتي حجم مطالب منتشر شده در آن کاسته شود که بخش بزرگي از وبلاگ‌هاي تخصصي يا وبلاگ‌هايي که براي پرداختن به يک وقايع خاص (مانند يک واقعه‌ي بزرگ اجتماعي، ورزشي يا...) راه‌اندازي شده‌اند از اين گروه هستند.

مدير بلاگفا افزود: بسياري به وبلاگ‌نويسي به عنوان يک تجربه‌ي جديد نگاه مي‌کنند که قاعدتا پس از مدتي لذت اين تجربه‌ي جديد کاسته شده و ديگر نويسنده، علاقه‌اي به صرف وقت يا توجه به درج مطالب در دوره‌هاي زماني مشخص نخواهد داشت.

شيرازي اظهار داشت: به روز رساني مداوم يک وبلاگ، بخش اصلي و مهم از تعريف وبلاگ است و اصولا وبلاگي که ديگر به روز نمي‌شود در نهايت يک وبلاگ مرده خواهد بود. براي مثال وبلاگي که به مسايل روز اجتماعي مي‌پردازد در صورتي که ماه‌ها به روز نشود ديگر نمي‌تواند بيانگر مسايل روز جامعه باشد و در اين حالت تنها آرشيو مطالب اين وبلاگ مي‌تواند مورد استفاده قرار گيرد.

وي در خصوص عوامل ايجاد انگيزه براي وبلاگ‌نويسان، گفت: اين مساله بيشتر به اهداف نويسنده‌ي وبلاگ از راه‌اندازي و به روز کردن آن بستگي دارد. اما بازديد کننده‌ي بالا و قابل قبول براي وبلاگ، توجه مخاطبان وبلاگ به مطالب آن، حضور در شبکه‌هاي مجازي دوستي بين وبلاگ‌نويسان و تشويق دوستان و همچنين وابستگي يا جذابيت هويت ايجاد شده به وسيله‌ي وبلاگ‌نويسي براي نويسنده وبلاگ از عوامل اصلي ادامه فعاليت يک وبلاگ است.

مدير سايت بلاگفا در خصوص نقش سرويس‌دهندگان وبلاگ‌ها در ايجاد انگيزه براي وبلاگ‌نويسان، اظهار داشت: تعداد بازديدکنندگان، يکي از انگيزه‌هاي مهم براي به روز رساني وبلاگ از سوي نويسنده است و يکي از امکاناتي که يک سرويس وبلاگ مي‌تواند براي کاربران خود تامين کند، امکان معرفي وبلاگ يا تشويق کاربران به درج مطالب جديد در وبلاگ است.

مديرعامل پرشين‌بلاگ: اصلاح زيرساخت‌هاي اينترنتي در ايجاد انگيزه براي وبلاگ‌نويسان موثر است

مدير عامل پرشين‌بلاگ در اين باره به ايسنا گفت: يكي از مهم‌ترين عوامل ايجاد انگيزه براي وبلاگ‌نويسان، اصلاح زيرساخت‌هاي اينترنت در كشور است.

مهدي بوترابي، افزود: زماني كه اينترنت در كشور به لحاظ پايداري داراي مشكل باشد، ‌براي كساني كه مي‌خواهند براي اولين بار وارد اينترنت شوند،‌ يك موج منفي ايجاد مي‌كند و آن‌ها را از حلقه‌ي استفاده از آن دور مي‌كند.

وي افزود: فضاي رواني استفاده از وبلاگ نيز در ايجاد انگيزه براي بلاگرها تاثير زيادي دارد كه البته اين عامل بهبود زيادي پيدا كرده است. زيرا تقريبا تمام جشنواره‌ها و نشست‌هاي فرهنگي در هر موضوع اجتماعي، فرهنگي و يا شهر سازي هم كه باشند، به طور ثابت يك بخش وبلاگ دارند.

مدير عامل پرشين‌بلاگ گفت:‌ در حال حاضر وبلاگ به عنوان يك عنصر پايدار در حيات اجتماعي ايرانيان پذيرفته شده كه اين نگاه فضاي رواني لازمي‌ كه قبلا وجود نداشت را ايجاد كرده است، ولي مهم اصلاح زيرساخت‌هاست.

بوترابي ادامه داد: زماني كه مشكل زير ساخت‌ها و فضاي رواني حل شود، بايد به عوامل ايجاد انگيزه در خود وبلاگ‌نويسان توجه كرد كه البته فضاي وب آن قدر جذابيت دارد كه انگيزه‌ي بلاگر تقويت مي‌شود. به طوري كه داراي رشد طبيعي است و از بيرون نمي‌توان برآن چيزي را تحميل كرد كه به رشد برسد.

مدير عامل پرشين بلاگ، همچنين گفت: آنچه كه به خود وب گردها و بلاگرها مربوط مي‌شود آن است كه به ميزاني كه فضاي مجازي فارسي رشد مي‌كند،‌ فضاي وب فارسي نيز قواعد خود را تعيين مي‌كند وتحت تاثير بيرون قرار نمي‌گيرد.

بوترابي گفت: فضاي وب به صورت منظم در حال رشد است، البته حركت انفجاري آن از بين رفته و موضوع از آن انفجار اوليه به يك موج اجتماعي تبديل و دروني و اجتماعي‌تر شده است. به همين دليل گاهي احساس مي‌شود كه حضور آن‌ها كمرنگ شده است. ولي به هر حال در صورت بهبود زيرساخت‌ها وفضاي رواني، انگيزه‌هاي بلاگر‌ها خود به خود تقويت مي‌شود.

وي به عواملي كه به لحاظ تكنيكي در ايجاد انگيزه براي خود وبلاگ‌نويسان موثر است،‌ اشاره كرد و گفت: كامنت‌ها ( نظرات مخاطبان)، ‌تعداد بازديد كنندگان‌، استفاده از مطالب وبلاگ‌ها در نشريات كاغذي، و سايت‌هاي اينترنتي،‌ تقويت هويت اجتماعي‌ و همچنين تقدير و تشويق وبلاگ‌نويسان از جمله‌ي اين عوامل است.»

مدير عامل پرشين بلاگ گفت:‌ تعريفي كه يك وبلاگ از خود ارايه داده باشد، در به روز شدن آن موثر است، اگر يك وبلاگ بر جنبه‌ي خبري،‌ اطلاع‌رساني و ابعاد رسانه‌اي‌اش تاكيد شده باشد،‌ دوره‌ي به روز شدن آن بايد نزديك باشد و اين گونه وبلاگ‌ها بايد هر دو يا سه روز يك بار به طور منظم به روز شوند.

وي ادامه داد:‌ وبلاگ‌هاي تخصصي دو گونه‌اند،‌ يك دسته وبلاگ‌هايي هستند كه يك نفر آن‌ها را اداره مي‌كند كه براي بلاگرها به روز كردن مرتب و روزانه‌ي آن‌ها سخت است،‌ ولي اخير وبلاگ‌هاي گروهي تخصصي ايجاد شد‌ه‌اند كه بلاگرهاي آن‌ها هفت روز هفته را ميان خود تقسيم مي‌كنند و هر يك،‌ آن وبلاگ را روزانه به روز مي‌كند.

به عقيده‌ي بوترابي،‌ وبلاگ‌هايي كه مرتب به روز شوند هم مورد توجه افراد بيشتري هستند و هم داخل حلقه‌ي اصلي بلاگرهاي فعال قرار مي‌گيرند.

مدير عامل پرشين بلاگ با اشاره به دلايل تعطيلي برخي وبلاگ‌ها گفت: بخشي از اين رها كردن ناشي از برآورده نشدن انتظارات بلاگرهاست. اين انتظارات مربوط به دو حوزه مي‌شود،‌ يكي افرادي هستند كه به دليل عدم شناخت حوزه‌ي وبلاگ از آن انتظارات بي‌موردي دارند و آن چه كه اصلا در وظايف وبلاگ‌شان نيست را دنبال مي‌كنند،‌ و حوزه دوم،‌ انتظارات بي موردي نيست،‌ ولي هنوز بلاگ سرويس‌ها و شرايط اجتماعي آمادگي ارايه‌ي اين گونه خدمات و انتظارات را به طور كامل ندارند.

بوترابي يادآور شد: در كنار بسياري از وبلاگ‌هاي رها شده،‌ وبلاگ‌هاي ديگري ايجاد مي‌شوند،‌ در بسياري از موارد، افراد وبلاگ‌نويسي را ترك نمي‌كنند،‌ بلكه آن وبلاگ را رها مي‌كنند و پس از مدتي به سراغ وبلاگي ديگر مي‌روند،‌ بنابراين افرادي كه تعداد زيادي وبلاگ داشته باشند،‌ پرشمار هستند.

وي همچنين گفت: بخش ديگري هم كه وبلاگ‌هاي خود را رها كردند،‌ جزو گروه‌هاي اوليه‌اي هستند كه اكنون " دات كام " شدند وخود را از حلقه‌ي فعاليت‌هاي بلاگرها خارج كردند،‌ اين گروه بر اين عقيده بودند كه با " دات كام " شدن موفق تر خواهند بود،‌ ولي اين مساله باعث مي‌شود كه ديگران آن‌ها را در محيط‌هاي متعارف وبلاگ‌شان نمي‌بينند،‌ باتوجه به اين كه تعداد كساني كه هم " دات كام " باشند و هم جز بلاگرها تلقي شوند،‌ كم هستند.

به گفته‌ي وي، در عين حال كه كميت وبلاگ‌هاي فعال در حال افزايش است، ‌تعداد وبلاگ‌هاي رها شده نيز زياد مي‌شوند،‌ ولي در مجموع تعداد وبلاگ‌ها در حال افزايش است.

مدير عامل پرشين بلاگ درباره‌ي نقش بلاگ‌سرويس‌ها در ايجاد انگيزه در وبلاگ‌نويسان گفت: سرويس دهنده‌ها بيشتر در سطح تكنيكي مي‌توانند عمل كنند،‌ چون به فضاي عمومي‌اجتماعي و زيرساخت‌ها دسترسي ندارند. ما در اين راستا با حضور در مسابقات مختلف و حمايت از فعاليت‌هاي اجتماعي بلاگر‌ها تاثير زيادي خواهيم داشت.

مدير پارسي‌بلاگ: مفهوم روز نوشت، اولين تعريفي است كه از يك وبلاگ برداشت مي‌شود

مدير پارسي‌بلاگ در اين خصوص معتقد است: وبلاگي كه مرتب به روز نشود، نمي‌تواند نقش و كار كرد خاصي به عنوان وبلاگ داشته باشد.

سيد محمدرضا فخري به ايسنا گفت: اولين تعريفي كه از وبلاگ برداشت مي‌شود،‌ مفهوم " روزنوشت " است كه وبلاگ‌نويس روزانه و منظم مطالب جديد را ثبت كند. وبلاگي مي‌تواند به هدف واقعي خود برسد و فعال و موفق شود كه حداقل در بازه‌ي زماني يك يا دو هفته مطلب تازه‌اي داشته باشد. زيرا حقيقت وبلاگ در اين است كه مطلب خارج از تاريخي درآن نباشد.

وي گفت: به طور قطع نوع وبلاگ در به روز شدن آن تاثير دارد، كسي كه خاطرات روزانه‌ي خود را مي‌نويسد، بايد هر روز وبلاگ خود را به روز كند، اما كسي كه به تحليل مسايل سياسي و اجتماعي مي‌پردازد، در بعضي از مواقع ممكن است به دليل نبود مطلب مهم براي تحليل، نتواند مرتب به روز شوند.

مدير پارسي‌بلاگ تاكيد كرد: فعال نبودن وبلاگ منجر به كاهش اعتبار آن مي‌شود، در حالي كه اصل اوليه در وبلاگ فعال بودن و امكان ارتباط نويسنده با مخاطب آن است. اگر خواننده‌ي وبلاگ احساس كند كه نويسنده آن مدت زيادي است كه وبلاگ خود را به روز نكرده است، نمي‌تواند ارتباط خوبي با وبلاگ برقرار كند، چون عملا نويسنده‌اي وجود ندارد.

فخري اظهار داشت: فعال و زنده بودن، حفظ هويت و موجوديت يك وبلاگ منوط به ارتباط سازمان يافته و منظم يك بلاگر با وبلاگش است.

وي به عوامل ايجاد انگيزه براي وبلاگ‌نويسان اشاره كرد و گفت: مخاطب و روحيات وبلاگ‌نويس از مهم‌ترين اين عوامل است. يك وبلاگ اگر بتواند مخاطبان زيادي را به خود جلب كند و ارتباط خود را با آنان حفظ كند، به عاملي براي تشويق وبلاگ‌نويس تبديل مي‌شود.

وي افزود: برخي افراد هيچ هدف اوليه و مشخصي براي ايجاد وبلاگ ندارند، اين افراد پس ازمدتي انگيزه‌ي خود را از دست مي‌دهند. ولي برخي وبلاگ‌نويسان باهدف و برنامه‌ي خاصي براي خود وبلاگ ايجاد مي‌كنند، آنها احساس مي‌كنند با داشتن يك وبلاگ فعال، قدرت قلم و نويسندگي و ارتباط با دوستان اينترنتي شان افزايش مي‌يابد و از اين طريق به لحاظ فكري، فرهنگي، اعتقادي، سياسي و علمي‌ به توسعه مي‌رسند. بنابراين هميشه اين كار را دنبال مي‌كنند.

مدير پارسي‌بلاگ در خصوص نقش سرويس دهندگان وبلاگ‌ها در ايجاد انگيزه در به روز نگه داشتن وبلاگ‌ها، گفت: در افزايش انگيزه‌ي وبلاگ نويسان، نقش چنداني در تداوم واستمرار وبلاگ‌نويسي ندارند، نقش آنها صرفا درحد بستر سازي و ابزاري است آن‌ها با ارايه‌ي خدمات بهتر باعث افزايش تعداد وبلاگ‌نويسان مي‌شوند، از طرفي ديگر، كادر مديريتي اين سرويس دهندگان به لحاظ نحوه‌ي رفتار آن‌ها با كاربران، در انگيزه‌ي آن‌ها موثر خواهند بود.

فخري ادامه داد: گاهي اوقات سرويس‌دهندگان از نقش ابزاري خارج مي‌شوند و به نقش تشويقي در جهت توليد محتواهاي مطلوب و مناسب تبديل مي‌شوند. آنها با معرفي وبلاگ‌هاي به روز و نوشته‌هاي برگزيده‌ي و سازنده و متنوع به هدف توسعه‌ي فكري، علمي‌، اجتماعي، اخلاقي وبلاگ‌نويسان كمك مي‌كنند.

وي گفت: اگر بلاگ‌سرويسي از نقش ابزاري خود خارج شود و تلاش كند كه در بهبود محتوا نيز نقش زيادي داشته باشند، تاثير مطلوبي را بر تداوم و تعداد وبلاگ نويسان دارند.

حافظي، وبلاگ‌نويس:

يادداشت‌هاي روزانه بلاگرها «شرط لازم» براي حيات وبلاگ‌هاست، اما «شرط كافي» نيست

به اعتقاد يك وبلاگ‌نويس ، قواعد پايه‌اي و مشهور وبلاگ‌نويسي، اگر چه كه شايد بيشتر نظري باشد تا عملي، تكليف بلاگرها را در خصوص «توالي به روزرساني» وبلاگشان اين گونه به آنها ديكته مي‌كند: «بايد هر روز نوشت و پست كرد»

حسين حافظي، بلاگر، به ايسنا گفت: وبلاگ نويسان تازه وارد معمولاً در مواجهه با اين اصل دچار اضطراب مي‌شوند و گذشت هر روز از عمر وبلاگشان، بدون آن كه «پست» تازه‌اي در كار باشد، مساوي است با احساس كسالت و استرس و... ! بلاگرهاي موفقي كه هر روز چند يادداشت تازه دارند، هميشه در كانون توجه رهگذران و يا همسايگانشان در پهنه‌ي وبلاگ‌ها قرار داشته و به نوعي الگو بوده‌اند.

وي افزود: طبيعي است كه بلاگرها تصور مي‌كنند، پست هر روزه‌ي چند يادداشت، به منزله جديت آنها در وبلاگ‌نويسي است و اين رويه جريان «ترافيك پرتعداد بازديدكنندگان» را به سوي وبلاگشان تضمين مي‌كند و در نهايت به ايجاد نوعي وفاداري در مخاطبان و خوانندگان يادداشت‌هايشان مي‌انجامد كه تحت تأثير آن چند بار در روز به وبلاگشان سر مي‌زنند.

حافظي همچنين گفت: در حالي كه توالي يادداشت‌هاي عده اي از بلاگرها، پراكنده و نامنظم است، گروهي ديگر هر روز يك يا چند پست جديد دارند. بعضي از خوانندگان وبلاگ‌ها از «به روزرساني نامنظم» و «بوي كهنگي» پست‌ها گلايه دارند و عده‌اي ديگر از نبود كيفيت و پراكنده نويسي موضوعي.

اين بلاگر اظهار داشت: به طور طبيعي «تناوب به روزرساني» وبلاگ‌ها را بايد در ارتباط با عوامل پراگماتيكي مانند توانمندي بلاگرها در زمينه پي جويي و تحقيق مباحث مختلف و نيز استعداد و مهارت‌هاي نوشتاري آنها جستجو كرد. البته «مدت زماني» را كه بلاگر صرف نوشتن مي‌كند و اين كه وبلاگ‌نويسي براي او جنبه‌ي تفنني دارد يا بخشي از كار روزانه اوست، از ديگر مؤلفه هايي است كه بايد مورد توجه قرار گيرد.

وي با مطرح كردن سوالي مبني بر اينكه "آيا پشت كردن بلاگرها به اين قاعده‌ي نظري(چند پست در روز)، به ناكامي آنها در جذب مخاطب مي‌انجامد؟" گفت: پاسخ به اين پرسش منفي است. ديدگاه «چند پست در روز» اساساً مربوط به دوره‌اي است كه تب وبلاگ تازه بالا گرفته بود و نوعي رقابت احساسي و به تعبيري «چشم و هم چشمي» در ميان بود.

وي ادامه داد: امروز نظريه «چند پست در روز»، ديگر نشانه‌ي پختگي و بلوغ يك وبلاگ انگاشته نمي‌شود، زيرا فزوني شمار بازديدكنندگان وبلاگها بيشتر از آن كه تحت تأثير تعداد پستها و يادداشت‌هاي روزانه‌ي آنها باشد، معلول مشاركت مخاطبان است. به ديگر سخن وبلاگ يك خيابان دو طرفه است. يادداشتهاي بلاگرها «شرط لازم» براي حيات وبلاگهاست، اما «شرط كافي» نيست.

وي افزود: تداوم حيات و بقاي وبلاگ‌ها علاوه بر يادداشت‌هاي صاحبان آنها، نيازمند اظهارنظر و مشاركت مراجعان و بازديدكنندگان نيز هست. اگر به وبلاگ‌هايي كه به دلايل مختلف به اعتبار و اشتهار دست يافته‌اند، سري بزنيم و نگاهي به يادداشت‌هاي آنها بيندازيم، احتمالاً درك اين كه يادداشتها چگونه الهام بخش و محرك مخاطبان وبلاگ‌ها براي اظهارنظر و مشاركت در بحث‌هاست، برايمان راحت تر و عيني تر خواهد بود. با اين وصف «كيفيت» كه پيامد آن «تأثيرگذاري» است بر كميت مقدم است. بنابراين اگر بنا بر «تأثيرگذاري» يك وبلاگ است، از اهميت دوره‌ي زماني «آپديت» شدن يك وبلاگ كه پيوندي آشكار با «كميت» دارد، كاسته مي‌شود.

اين روزنامه‌نگار گفت: وقتي صحبت از «كيفيت» و به تبع آن «تأثيرگذاري» به ميان مي‌آيد، آنچه كه حايز اهميت است رسيدن پيام وبلاگ نويس(فرستنده) به «مخاطب هدف»(گيرنده) است. در اين گير و دار ديگر تعداد مخاطب اهميت چنداني ندارد. راهبرد هوشمندانه‌اي كه در اين وضعيت بايد در دستور كار بلاگر قرار گيرد، بيشتر از آن كه متوجه انتشار منظم و احتمالاً هر روزه يادداشت‌ها باشد، معطوف به جلب مشاركت و جذب مخاطبان هدفي است كه وبلاگ‌نويس در پي ارتباط و تعامل با آنهاست.

وي با تاكيد بر اينكه در زمينه‌ي وبلاگ نويسي هيچ نسخه واحدي وجود ندارد، گفت: گوناگوني موضوعاتي كه مورد نظر وبلاگ‌ها قرار مي‌گيرد، عملاً ارائه‌ي «شيوه نامه»اي يكسان را غيرممكن مي‌سازد. شايد كسي وبلاگي داشته باشد كه در آن به سؤالات ديگران پاسخ مي‌دهد و به عبارتي وبلاگ او يك دفتر مشاوره‌ي آنلاين است كه در آن به روي همه باز است و كامنت‌هاي وبلاگ محل طرح سوالاتي است كه ذهن بازديدكنندگان را به خود مشغول داشته است و پست‌هاي او جواب‌هايي است كه به اين سوالات مي دهد. در اين صورت تأخير در پاسخگويي به انباشته شدن سوالات مي انجامد و از طرفي مراجعان بي قرار وبلاگش را كه در انتظار جواب او هستند، عصباني مي‌كند.

وي در عين حال گفت: شايد هم وبلاگ فردي رويكرد اطلاع‌رساني و آموزشي داشته باشد. مثلاً هر روز تازه‌هاي نرم‌افزار، موسيقي، سينما و ... و خدمات تازه‌اي را كه در اينترنت ارايه مي‌شود، عرضه مي‌كند. معرفي و آموزش استفاده از نرم افزارهاي جديد، معرفي سايت‌هايي براي دانلود اين نرم افزارها و محصولات صوتي و تصويري از جمله فعاليت‌هاي او در چنين وبلاگي است.

اين بلاگر ادامه داد: مخاطبان اين گونه وبلاگ‌ها معمولاً گرفتار نوعي «اعتياد اطلاعاتي» هستند و پست‌هاي هر روزه و هر ساعته و حتي لحظه به لحظه به سختي عطش آنها را فرو مي‌نشاند. تأخير فرد در به روزرساني وبلاگ باعث مي‌شود وبلاگ‌ها يا وب‌سايت‌هاي رقيب گوي سبقت را بربايند و مخاطب فرد را از آن خود كنند. در اين صورت ناگزير هر ساعت بايد چندين پست داشته باشد كه اين روند با اظهارنظرها يا درخواست‌هاي مراجعان، شتاب بيشتري مي‌گيرد و اهميت به روزرساني وبلاگ را دو چندان مي كند.

وي افزود: با اين روند تعداد پست‌هاي افراد (و به تبع آن طول يا تعداد صفحات وبلاگ) گاه به مرز جنون آميزي مي‌رسد، اما مهم نيست، چرا كه مخاطب مشتاق آماده است صفحات طولاني يا متعدد وبلاگ را زير و رو كند، تا به مطلوب‌هايش دست يابد.

به عقيده ي وي «اما» و «اگر»هاي توالي به روزرساني وبلاگ‌ها معلول عوامل مختلفي است كه صدور حكم كلي را در اين زمينه دشوار مي‌سازد.

حافظي گفت: عده‌اي بر اين عقيده‌اند كه اگر بازديدكنندگان يك وبلاگ چند بار به آن سر بزنند و «پست» تازه‌اي نبينند، مأيوس مي‌شوند و رفته رفته از آن فاصله مي‌گيرند. در حالي كه مخاطبان وفادار معمولاً از طريق سيستم‌هاي خبرخوان(News Reader) و خبرنامه‌هاي الكترونيك، وبلاگ‌هاي مورد علاقه خود را رصد مي كنند. بدين ترتيب كه از طريق اشتراك خروجي «فيد» وبلاگ‌ها يا خبرنامه اي-ميلي آنها، هر بار كه مطلب تازه اي پست مي شود، مخاطب در نخستين لحظات «برخط» شدن از آن مطلع مي شود.

وي افزود: وفاداري اين گونه خوانندگان به يك يا مجموعه‌اي از وبلاگها به سبب پست‌هاي پيوسته و متناوب آنها نيست؛ اين افراد مشترك و مشتري انديشه‌هاي صاحبان اين وبلاگ‌ها شده‌اند. براي وفادار نگه داشتن اين دسته از مخاطبان بايد از پست‌هاي متعدد پرهيز كرد، زيرا اين خطر وجود دارد كه با مشاهده انبوه پست‌هايي كه حرفي براي گفتن ندارند، در نهايت اين دسته از وبلاگ‌ها را از فهرست خود حذف كنند. شايد اين مثل به درك بهتر مسأله كمك كند: چه كسي در انبار كاه در پي يافتن دانه‌هاي گندم بر مي‌آيد؟!

به عقيده‌ي حافظي، براي آن كه «تريبون وبلاگ» نفوذ و مخاطب فزاينده تري داشته باشد، بايد از زياده گويي‌هاي غيرلازمي كه به بهانه «روزآمدي پيوسته» صورت مي گيرد، دوري كرد و بلاگرها خودشان فيلتري باشند كه مانع انتشار «هرزپست‌هايي» مي شود كه تنها نشانه «به روز بودن» يك وبلاگ است.

وي گفت:  وبلاگستان كودكي خود را پشت سر گذاشته است و در عنفوان نوجواني و بلوغ به سر مي برد. همان گونه كه نوجواني انساني با نوعي بحران همراه است، نوجواني وبلاگي نيز بي‌مخاطره نيست. بايد اميدوار بود نوجواني وبلاگستان، غلبه كيفيت بر كميت را به ارمغان آورد. تحليل‌گراني كه اوضاع وبلاگستان را زير نظر دارند پيش‌بيني مي‌كنند، از شمار روزافزون وبلاگ‌نويسان و خوانندگان جديد كاسته مي‌شود و اين مخاطبان وفادار هستند كه مي‌مانند.

هاشمي، بلاگر: به روز كردن وبلاگ احترام به انديشه فردي و در نمايي عميق‌تر توجه به مخاطبان است

يك وبلاگ‌نويس در اين باره گفت: يك بلاگر همچون انساني است كه در رويدادهاي مختلف و در جريان زندگي عادي همواره به انديشه و تفكر نياز دارد ، اين تفكر گاهي انديشيدن بر محور زندگي فردي و مسايل روزمره است كه در يك وبلاگ به صورت بلند فكر كردن، ثبت و در اختيار مراجعان قرار مي گيرد و مي توان از آن به وبلاگهايي كه به صورت دفتر خاطرات الكترونيكي و قابل دسترس مي باشد ، ياد كرد.

علي هاشمي، نويسنده‌ي وبلاگ "هنر هشتم" و مدير روابط عمومي روزنامه قدس افزود: بي شك شور شوق و حال و هواي شخصيتي بلاگر در به روز كردن آن تاثير گذار مي باشد، اما وقتي تفكر در وادي مشاوره و ارائه طريق متجلي مي شود، همان وبلاگ تخصصي را معنا مي دهد، امري كه به روز رساني آن نه بدان معناست كه مطالب پيشين كهنه و يا سوخته است ، بلكه به معناي ارائه انديشه‌اي است كه بر اساس ذائقه مخاطباني خاص به تصوير كشيده و در قالب مذاكره مباحثه و هم انديشي نمود مي يابد.

وي ادامه داد: وبلاگ ثبت انديشه‌هاست، بنابراين هر بلاگر بسته به گرايش وبلاگ خود همواره بدون توجه به قيد زمان و مكان به روزكردن وبلاگ را در برنامه زندگي خود قرار مي‌دهد. طبيعتا در وبلاگ‌هاي خبري اين موضوع با شدت و حدت و فشردگي زماني بيشتري دنبال مي شود و در وبلاگ هاي تخصصي با درجه كمتر و وبلاگ هاي شخصي نيز در درجه بعد قرار مي گيرند .

هاشمي همچنين گفت: به روز كردن وبلاگ احترام به انديشه فردي خود و در نمايي عميق تر توجه به مخاطبان است. بنا براين هرچه قدر يك بلاگر به انديشه و مخاطب خود اهميت مي دهد وهرچه در جهت تعالي انديشه خود و براوري نياز مخاطبان همت گمارد، شمارگان به روزكردن وبلاگش افزون تر مي شود .

اين بلاگر درباره تعطيلي برخي وبلاگ ها گفت: وبلاگ نويسي همچون تمام عملكردها مصداق آهستگي و پيوستگي و ماندگاري است و در يك رويكرد احساسي و مقطعي و كم دوام معنا مي يابد و در اين ميان مسلم است كه استقبال از هر پروسه انساني نشان دهنده تحرك وپويايي و تعمق هدفمند و عقلاني و به دور از احساس زدگي مجريان آن پروسه مي باشد و قطعا برخورداري از مخاطبا ن فعال مي تواند در ادامه حيات يك حركت ذهني و عيني مؤثر باشد .

وي افزود: وبلاگ به عنوان رسانه‌اي كه هر روز با مخاطباني با ذائقه هاي گوناگون سرو كار دارد ،چنانچه نتواند حركتي مستمر و مداوم را به نمايش گذارد پس از مدتي مخاطبان خود را از دست خواهد داد. به روز شدن يا به اصطلاح up date كردن وبلاگ نشان ازپويا بودن بلاگر دارد و اگر به روز شدن وبلاگ با تاخير انجام شود بلاگر شاهد از دست رفتن مخاطبا ن خود خواهد بود .

هاشمي اظهار داشت: نياز شناسي وحركت براساس نياز مخاطب عاملي حيات بخش براي هر وبلاگ به شمار مي آيد و در صورت غفلت از اين موضوع بلاگر چون افراد تب دار به هذيان نويسي روي خواهد آورد و وبلاگ را به دوران احتضار نزديك خواهد كرد .

وي در ادامه گفت: برخي از نويسندگان چندين وبلاگ دارند و به قول معروف "جو زده" مي شوند و در سرويس دهنده هاي مختلف اقدام به ايجاد وبلاگ مي كنند. واقعيت اين است كه هر نويسنده با هر استعدادي كه باشد حرف براي گفتن در حوزه هاي مختلف را به صورت درتايي بند انگشتي تا مقطعي كوتاه دارد و پس از مدتي به هجو نويسي و بيهوده گويي روي خواهد آورد كه حاصل آن از دست دادن مخاطب و در نهايت تعطيلي وبلاگ را در پي خواهد داشت .

اين وبلاگ نويس گفت: اگر چه با عضويت در يك سايت ،وبلاگ متولد مي شود اما ادامه راه و رساندن آن به دوران بلوغ و جواني بسي دشوار است ودرنهايت حفظ مخاطبان و بسط و شكوفايي هدفمند مطالب در بالاترين سطح مديريت وبلاگ داراي اهميت مي باشد، لذا انسانهايي علاقه مند ‏‏،كنجكاو و شكار گر سوژه هاي مختلف و نويسندگاني را مي‌طلبد كه از نوشتن خسته نمي‌شوند و همه روزه در به روز كردن دانش خود لحظه‌اي متوقف نمي‌گردند.

وي درباره عوامل ايجاد انگيزه در بلاگرها گفت: يكي از ضعف‌هاي عمده وبلاگ‌ها در ايران عدم تعامل مخاطب و بلاگر است كه اين امر به ويژه در بلاگ‌هاي تخصصي نمود بيشتري دارد. هنگامي كه فردي مطلبي مي نويسد مناسب است تا صاحب نظران در خصوص موضوع با نويسنده وارد بحث شوند. طبيعي است از قبل اين مباحث سوژه هاي جديدي بيرون مي آيد و نويسنده مصصم تر به نوشتن مي شود و احساس مي كند مطالبي را كه مي نويسد مخاطب نياز دارد و مورد توجه جامعه سايبري است . همچنين به روزبودن و پرداختن به سوژه ها و موضوعات تاثير گذار در جامعه ، لينك شدن مطالب بلاگر در وبلاگ هاي ديگر ، لينك دادن بلاگرها به يكديگر و تعداد بازديد بيشتر نيز در ايجاد انگيزه موثر است.

خيري، بلاگر: نويسنده عامل اصلي جلوگيري از تعطيلي وبلاگ است

به اعتقاد يك وبلاگ‌نويس ، به روز بودن وبلاگ بستگي به قلم نويسنده دارد؛ اگراو هر موضوعي را بتواند در مدت کوتاهي پردازش کند و نظر خودش را در باره ي آن موضوع بنويسد ممکن است روزي چند بار وبلاگش را به روز کند.

همايون خيري، نويسنده‌ي وبلاگ "آزاد نويس" افزود: محتواي وبلاگ تاثيري در به روز شدن آن ندارد، چيزي که مهم به نظر مي‌رسد توانايي نويسنده‌ي وبلاگ در نوشتن نظراتش است که محدوديت ايجاد مي کند يا نوشتن و به روز کردن را نامحدود مي کند.

وي با اشاره به دلايل تعطيلي بعضي از وبلاگ‌ها گفت: اين مساله به محل جغرافيايي که نويسندگان در آن زندگي مي‌کنند و فرهنگ نوشتاري جامعه‌ي اطرافشان وابسته است. انسان‌ها هر روز با اتفاقات تازه‌اي روبرو مي شوند. در غرب زندگي سرعت بيشتري دارد و هر روز بايد کيفيت کار رشد کند، اما چون اساسأ فرهنگ نوشتاري رشد بيشتري دارد در حداقل زمان ممکن هم انسان‌ها چه به صورت حرفه‌اي و چه آماتوري دست به قلم مي‌برند.

وي افزود: با وجود فرصت بيشتري که در ايران براي نوشتن هست و اتفاقأ انسان‌ها مي‌توانند به کارهاي شخصي‌شان بيشتر برسند، اما چون فرهنگ نوشتاري عمومي نشده، بنابراين چندان کسي در قيد نوشتن نيست.

وي با تاكيد بر اينكه نويسنده عامل اصلي جلوگيري از تعطيلي وبلاگ است، گفت: نويسنده اگر بخواهد بنويسد ،از تعطيل شدن وبلاگ جلوگيري مي‌کند. زيرا آن چنان ارتباط معنا داري ميان نويسنده و انتظار مخاطب وجود ندارد، چون وبلاگ‌نويسي کاري نيست که کسي به درخواست ديگران آن را انجام دهد، بلكه يک نوع فکر کردن با صداي بلند است که مادامي که نويسنده بخواهد به اين روش فکر کند ، وبلاگش زنده و فعال مي ماند.

وي ادامه داد: بلاگر هر زمان که آهسته‌تر فکر کند يا صدايش را پايين بياورد آن وقت وبلاگش ساکت‌تر مي‌شود. اساس موضوع اين است که فکر کردن تعطيل نمي‌شود فقط صدايش کم و زياد مي‌شود و اين ممکن است به فعال يا غير فعال بودن وبلاگ تعبير شود.

خيري با اشاره به فقدان ارتباط ميان بلاگ سرويس‌ها و وبلاگ نويس‌ها، گفت: در ايران به دليل آنكه سرويس‌دهندگان وبلاگ تبديل به شرکت‌هاي واقعي شده و از شکل مجازي‌اش خارج شده‌اند، چنين تصوري پيش آمده که شايد رابطه‌ي معنا داري ميان خدمات و نويسندگان وجود داشته باشد، اين موضوع مربوط به ايران است در حالي که همين الان بسياري از کساني که وبلاگ‌فارسي دارند از سرويس دهندگان خارجي که اصلأ آن ها نمي شناسند، استفاده مي‌کنند و نيازي به شناختن شان هم نيست که انگيزه‌اي در نوشتن شان ايجاد کند. همچنين به لحاظ امکانات سرويس که اساسا زبان برنامه نويسي اين مشکل را هم حل کرده، يعني با کمي اطلاعات پايه‌اي مي شود يک قالب ساده را تبديل به يک قالب با همه‌ي امکانات کرد.

نوروزپور، بلاگر: تعريف اوليه‌ي بلاگر از وبلاگ خود در مدت روز آمد كردن آن موثر است

يك وبلاگ نويس در اين زمينه معتقد است، تعريف اوليه‌ا‌ي كه بلاگر از وبلاگ خود ارايه مي‌دهد و چگونگي عادت دادن خواننده‌اش به آن، در زمان به روز كردن آن موثر است.

محمدرضا نوروزپور، روزنامه‌نگار گفت: يك وبلاگ‌نويس بايد از ابتدا مشخص كند كه مي‌خواهد مطالبش را روزانه، هفتگي و يا ساعتي به خواننده‌اش ارايه كند و مطابق با تعريف خود مطالب جديدي را فراهم كند.

وي با اشاره به تاثير وفاداري اوليه‌ي بلاگر به خواننده‌اش بر ميزان موفقيت او، اظهار داشت: وبلاگ‌نويسي كه بر اساس تعهد اوليه‌اش در جهت به روز كردن وبلاگ خود عمل نكند، به تدريج اعتماد خوانندگانش را از دست مي‌دهد.

وي در خصوص تاثير محتواي وبلاگ در مدت روز آمدشدن آن، گفت: وبلاگ‌نويسي كه موضوع پرمحتوايي مانند جنگ، را براي وبلاگ خود انتخاب مي‌كند، بايد به سرعت و حداقل روزي دو بار مطالب جديدي را ارايه دهد.

نوروزپور ادامه داد: برخي سوژه‌ها هستند كه نيازمند گزارشگري دايمي ‌نيستند، يك سري وبلاگ‌ها براساس علايق شخصي افراد ايجاد مي‌شوند كه لزومي‌ندارد هر روز، روزآمد شوند، بنابراين موضوعات روز نيازمند كار بيشتر هستند و رويدادهايي كه آن چنان به روز نيستند، نيازي به مرتب به روز شدن ندارند.

وي به دليل تعطيلي برخي وبلاگ‌ها اشاره كرد و گفت: برخي صرفا براي عقب نماندن از قافله، به سراغ وبلاگ نويسي آمدند، كه اين افراد به مرور وبلاگ نويسي را تعطيل مي‌كنند. دسته‌ي ديگر افرادي هستند كه به وبلاگ‌نويسي علاقه دارند و آن را جدي مي‌گيرند، اما به دليل آنكه درگير كارهاي معيشتي و روزمره‌ي خود هستند، فرصت روز آمد كردن وبلاگ خود را ندارند؛ گروه سوم، بلاگرهايي هستند كه احساس مي‌كنند به مرور زمان مخاطبان خود را از دست داده‌اند، غافل از اين كه يك بلاگر موفق بايد در مرحله‌ي اول براي علاقه‌ي خودش بنويسد، فارغ از اين كه مخاطبي به سراغ او مي‌آيد يا نه، اين افراد صرفا براي ديده شدن و جذب خواننده به سراغ وبلاگ نويسي مي‌آيند، ولي زماني كه به هدف خود نرسند، از اين كار دلسرد مي‌شوند و آن را كنار مي‌گذارند.

وي افزود: گاهي اوقات ممكن است وبلاگ‌نويس موضوعي را انتخاب ‌كند كه پس از مدتي متوجه مي‌شود نمي‌تواند در مورد آن بنويسد. بنابر اين بلاگر از ترس اين كه محدوديتي براي او ايجاد نشود، وبلاگ نويسي را تعطيل مي‌كند.

نوروزپور به عوامل ايجاد انگيزه در وبلاگ‌نويسان اشاره كرد و گفت: در مرحله‌ي اول يك بلاگر بايد به وبلاگ‌نويسي علاقه داشته باشد. زماني كه تب وبلاگ‌نويسي وارد ايران شد، بسياري جنون اين كار را داشتند، وبلاگ‌نويسان اوليه براي اين كه چه تعداد افرادي مطالب آن‌ها را مي‌بينند و چقدر مي‌تواند وبلا‌گ آن‌ها جريان ساز باشد، وارد اين كار نشدند، آن‌ها فقط به خاطر علاقه‌ي شديد خود وبلاگ‌نويسي را آغاز كردند، اما اگر فردي صرفا براي افزايش خوانندگان خود وارد اين كار شود، به موفقيت در اين عرصه نمي‌رسد.

وي همچنين گفت: مهم آن است كه يك وبلاگ‌نويس براساس آن چه علاقه دارد بنويسد و بداند آن چه مي‌نويسد او را ارضا مي‌كند يا نه؟ به طور قطع بلاگري كه موضوع هم سنگ و مورد علاقه‌ي خود را بنويسد و وقت و پشتكار زيادي نيز برآن بگذارد به موفقيت مي‌رسد.

اين وبلاگ‌نويس افزود: موفقيت در وبلاگ‌نويسي را در هر زماني بايد با زمان خود سنجيد. در حال حاضر تعداد وبلاگ‌ها به حدي زياد شده است كه نبايد همچون سال‌هاي گذشته انتظار داشت مخاطبان زيادي به سراغ هر وبلاگي بيايد. بنابراين اعتقاد به كم رونق شدن تعداد وبلاگ‌ها اشتباه است، چون انتخاب خوانندگان افزايش يافته، به نظر مي‌رسد مخاطبان كم شده اند، كه در اين راستا تلاش بيشتر وبلاگ نويسان و همچنين مرتب به روز كردن وبلاگ‌ها اهميت زيادي در جذب مخاطبان دارد.

شهبندي، بلاگر: وبلاگ زماني به روز مي شود که بلاگر دغدغه‌ي نوشتن دارد

يك وبلاگ‌نويس در اين زمينه ابراز عقيده كرد: "وبلاگ "يک تيتر است که بيان‌گر گوشه‌اي از ذهن فرد است، متن‌هايي که گاه از روزمرگي ها و گاه دغدغه‌ها روايت مي کند و تعدادي لينک که بيانگر فکرها و ذهن‌هاي ديگراني است که او در يک قالب مي پسندد‌، البته همه و همه با سليقه و انتخاب او. وبلاگي موفق است که در آن استمرار جاري است.

معصومه شهبندي، نويسنده‌ي وبلاگ "ارتباطات" گفت: وبلاگ زماني به روز مي‌شود که بلاگر «حس» نوشتن دارد. زماني که دغدغه‌ او را وادار مي کند، بر روي دکمه‌هاي کيبورد آنچه بر تک تک سلول‌هاي ذهنش مي گذرد را بيان کند و داشتن وبلاگ خوب زماني حاصل مي شود که بلاگر خصيصه‌هاي اين فضا را شناخته باشد و آنها را رعايت کند و يکي از آن ويژگي‌ها داشتن نظم تقريبي در به روز کردن است.

وي در خصوص تعطيلي برخي وبلاگ‌ها، اظهار داشت: اگر هر وبلاگ را نماينده‌ي يک انسان بدانيم، تعطيلي وبلاگ هم مثل هر عمل و رفتار ديگر انساني پر از پيچيدگي است و دلايل متعددي مي‌تواند داشته باشد.

اين بلاگر عوامل تعطيلي وبلاگ را به دو دسته‌ي بيروني و دروني تقسيم كرد و گفت: از جمله عوامل بيروني هک شدن يا نوشتن براي کسي است که ديگر وجود ندارد و وبلاگ‌نويس در خلا و مجاز شروع به نوشتن مي‌کند، بعد از مدتي دوستاني مي‌يابد ،دوستاني که به نوعي نگاه و منظر نوشتن او را مي‌پسندند. وقتي بعد از مدتي دوستان فرد اين فضا را ترک مي‌کنند انگار فرد انگيزه آشنايي با افراد جديد را ندارد و او هم به مرور ترک مي کند. البته اين موضوع هميشه کاملا آگاهانه نيست.

وي افزود: از جمله عوامل دورني مي‌توان به فرو رفتن در فلسفه‌ي چرايي وبلاگ‌نويسي ، مشغله و کار زياد اشاره كرد، وبلاگ‌نويسي ، اعتياد به اينترنت و تعداد کامنت و وبگردي را توام دارد. اگر شخص در اين دنيا غرق شود، هزينه‌ها و تفريح آن، گاه موجب ترک مي‌شود.

وي ادامه داد: گاهي اوقات براي وبلاگ‌نويس جاذبه‌هاي اين فضا از بين مي‌رود. وبلاگ يک رسانه‌ي دو سويه است. برخي از وبلاگ‌ها مي توانند به حيات خود در تنهايي، همچون يک دفترچه خاطرات ادامه دهند، اما برخي هم بعد از مدتي به دليل نداشتن مخاطب ، از وبلاگ‌نويسي دست مي‌کشند. همچنين زندگي روند معادله‌ي هزينه – فايده است ، البته منظور از اين هزينه و فايده همه ماديات نيست و به نظر من يک وبلاگ تا زماني زنده است که در اين معادله بتواند جواب دهد.

شهبندي گفت: وبلاگ‌نويسي تب خاص خود را دارد که بعد از مدتي فروکش مي کند. البته وبلاگ به طور کامل تعطيل نمي‌شود بلکه گاه با يک رکود مواجه مي شود.

وي درباره‌ي نقش بلاگ سرويس‌ها در ايجاد انگيزه براي وبلاگ‌نويسان، گفت: مهمترين انگيزه و عامل وبلاگ‌نويسي "انگيزه‌ي دورني" است ، بلاگر بنا به خواست دورني با سخت‌ترين شرايط کنار مي‌آيد و مي نويسد. سرعت پايين، خدمات پايين سرويس دهنده‌ها در ارائه‌ي امکان لينک دهي و آپلود عکس و ... وقتي كه کاربر خود بخواهد بنويسد، نمي‌تواند مانع او شود.

دكتر جلالي : پاسخگويي به مخاطب و ايجاد آرشيو شخصي از انگيزه‌هاي تدوام وبلاگ‌نويسي است

يك عضو هيات علمي دانشگاه در اين باره معتقد است: پاسخگويي به مخاطب و ايجاد آرشيو شخصي از انگيزه‌هاي تدوام وبلاگ‌نويسي است.

دكتر علي‌اكبر جلالي با بيان اين كه علاقه‌ي شخصي بلاگر ، انگيزه‌ي اصلي ادامه‌ي كار وبلاگ‌نويسي‌ است اظهار داشت: معمولا محققان ونويسندگان تلاش دارند دانش و اطلاعات خود را در محلي ثبت و ضبط كنند و به همين اندازه كه خودشان مي‌توانند به اين منابع مراجعه كنند، برايشان جالب است.

جلالي درباره‌ي مهم ترين عوامل تداوم وبلاگ‌نويسي، گفت: انگيزه‌هاي شخصي، تمرين براي افزايش اعتماد به نفس، نگهداري مطالب به عنوان آرشيو خصوصي از مهم‌ترين عوامل تقويت وبلاگ‌نويسي محسوب مي‌شود.

وي مهم‌ترين انگيزه‌ي وبلاگ‌نويسان را براي ادامه‌ي فعاليت، پاسخگويي ببيندگان و مخاطبان و بالا بردن ميزان تاثيرگذاري در جامعه دانست و گفت: حتي اگر يك وبلاگ‌نويس بتواند اثر كار خود را در جامعه ببيند، مطمئنا به ادامه‌ي كار خود علاقه‌مند مي‌شود، و به فعاليت و به روزنويسي مطالبش بيشتر ادامه مي‌دهد. به ويژه كه اخيرا حتي رسانه‌ها، وبلاگ‌ها را يكي از مراجع و منابع كسب خبر مورد توجه قرار داده‌اند.

به گفته‌ي وي، وبلاگ‌نويسان تصور مي‌كنند اگر اطلاعات خود را به روي وب‌هاي خود بگذارند، قطعا در جايي از جامعه اثر آن ديده مي‌شود و اگر اين اتفاق نيفتد دلسرد مي‌شوند.

تئوريسين موج چهارم در ادامه درباره‌ي نوع وبلاگ‌هايي كه بيشتر تعطيل مي‌شوند، گفت: وبلاگ‌هايي كه به انگيزه‌هاي غير متعارف ايجاد مي‌شود به عنوان مثال فردي كه سياسي نيست به ناگاه در وبلاگي مطالب ‌سياسي مي‌نويسد و بعد از مدتي به اين نتيجه مي‌رسد كه كارش اثر چنداني ندارد، بنابراين آن را تعطيل مي‌كند.

اين استاد دانشگاه تاكيد كرد: وبلاگ‌هايي كه حركت‌هاي اقتصادي انجام مي‌دهند ويا مي‌خواهند فقط براي يك مقطع خاص موضوعي را مطرح كنند نيز معمولا دچار شكست مي‌شوند.

جلالي در پايان اظهار داشت: وبلاگ‌هايي كه با انگيزه‌ي غير‌شفاف و در حقيقت باري به هر جهت مطلبي مي‌نويسند در نهايت دچار مشكل شده و ممكن است به تعطيلي بينجامند.

به نظر مي‌رسد وبلاگ‌ها در فاصله‌ي ميان رسانه و مخاطب قرار مي‌گيرند؛ جايي كه مخاطب نياز به ابراز نظر و تعامل دارد و پيام در همين تعامل شكل مي‌گيرد، جايي كه مخاطب صدايي هم‌آوا و هم آهنگ با صداي خود را جستجو مي‌كند و در ميان همين حرف‌ها ساده و گفتن و شنيدن‌ها حرف‌هاي تازه را مي‌يابد؛ شايد با اين تصوير بتوان گفت دردهاي انزوا و مرگ وبلاگ هم در همين فاصله نهفته است؛ وقتي كه به هر دليلي، وبلاگ نمي‌تواند اندازه‌ي پر كردن آن باشد و رمز و راز حيات را هم در همين فاصله مي‌توان جستجو كرد.

انتهاي پيام

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 آذر1385ساعت 6:58 قبل از ظهر  توسط رزا  |