تبليغاتX
قلبها تنها با یاد خدا ارام میگیرد.

قلبها تنها با یاد خدا ارام میگیرد.

اخرین اخبار

شرح برنامه ی نقد اول(مجموعه ی صاحبدلان)با حضور محمد حسین لطیفی..خبرگزاری ایسنا

دو جلسه نقد براي «صاحبدلان»؛
صدرعاملي: اين سريال قابل احترام بود
يك منتقد: مرز معجزه و كرامات در سريال «صاحبدلان» كمي مخدوش شده بود

سرويس: تلويزيون و راديو
1385/08/09
10-31-2006
13:58:37
8508-02487: کد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: تلويزيون و راديو

نخستين قسمت از سري جديد برنامه «نقداول» با هدف بررسي ساختار و محتواي سريال «صاحبدلان» با حضور داريوش كاردان (مجري)، محمدحسين لطيفي (كارگردان) محمد كاسبي (بازيگر)، رسول صدرعاملي و محمد تقي فهيم به عنوان كارشناس برگزار شد.

به گزارش خبرنگار سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در ابتداي برنامه داريوش كاردان به محمد حسين لطيفي به خاطر كارگرداني خوب و شجاعتي كه در اين سريال داشته و به همه دست‌اندركاران سريال«صاحبدلان» تبريك گفت و از لطيفي پرسيد: كار كردن با داستان قرآني چه طور بود؟

لطيفي در پاسخ اين پرسش با بيان اين مطلب كه كار كارگرداني مثل كار بند‌بازي است كه براي هر بار روي بند قرار گرفتن، احساس نگراني وجود دارد گفت: اين احساس نگراني در هر كار با كارگردان وجود دارد و در خصوص صاحبدلان احساس مي‌كردم خود حضرت حق، صاحب كار است و او با ماست و به ما كمك مي‌كند و كار كردن با چنين مضموني براي من شعف داشت.

كاسبي نيز در ادامه گفت: من هم خدا را شاكر هستم كه لطفش شامل حال من شده و در كاري حضور پيدا كردم كه مورد رضاي او بوده و مهرش را به دل مردم انداخته است.

صدرعاملي با بيان اين مطلب كه خوب بودن در سينما شانسي و اتفاقي نيست گفت: خوب در آمدن يك كار در سينما مبتني بر اراده‌اي است كه پشت ان نيت وجود دارد و يك كار خوب فقط به تهيه كننده و كارگران آن مربوط نيست بلكه مجموعه‌اي از عوامل كنار هم قرار مي‌گيرند.

وي افزود: انتخاب همكاران و همراهان و افراد جلو و پشت دوربين بازيگران، مدير فيلمبرداني، طراح صحنه، لباس و گريم 70 درصد موفقيت يك كار است.

صدرعاملي دليل حضور خود در برنامه نقد اول را احترام آدم‌هاي عادي جامعه به مجموعه «صاحبدلان» عنوان كرد و افزود: عوامل مجموعه «صاحبدلان» مخاطب را دست كم نگرفتند و هم افرادي كه محتوي آن را دوست داشتند و هم افرادي كه محتوي آن را دوست نداشتند به اين مجموعه احترام مي‌گذارند.

وي با ابراز اميد‌واري نسبت به اين كه همه سريال‌هاي تلويزيون اين گونه پيش برود خاطر نشان كرد: صاحبدلان به لحاظ مجموعه كاري قابل احترام است اما ايراداتي هم به آن وارد است.

صدر عاملي بازيگران سريال «صاحبدلان» را به دو دسته پيشكسوت و بازيگران جوان تقسيم كرد و گفت: به نظر مي رسد شخصيت‌هاي خليل و جليل در فيلمنامه با آدم‌هاي فرعي مشكل دارند و همچنين مخاطب نمي‌فهمد كه چرا اينقدر پسر خليل در قصه منفي است. آيا صرف يك الگوي قرآني براي منفي بودن او كفايت مي‌كند؟

وي تصريح كرد: فيلمنامه به اين سوال كه چگونه خليل با اين بينش و آگاهي و شناخت از قرآن، چنين پسري را تربيت كرده پاسخ نمي‌گويد.

لطيفي در پاسخ به پرسش صدرعاملي توضيح داد: از نظر شكل‌گيري درام قصه و آن چه كه در اين قصه مدنظر طالب زاده بود اين است كه خليل هم آدم كاملا سفيدي نيست و او هم در سير داستان به نقد كشيده مي‌شود و اگر محمود، محمود شده از اشتباهات همان خانه است.

محمد تقي فهيم (منتقد)، در ادامه نقد اول، با بيان اين مطلب كه لطيفي در كارهايش به پختگي رسيده است اظهار كرد: لطيفي بيش از پيش ساختار را مي‌شناسد و بر اين موضوع كه يك سريال چه طور مي‌تواند تاثيرگذار باشد مسلط شده است.

وي افزود: در مجموع سي قسمت صاحبدلان از ابتدا تا آخر يكدست بود و اوج و فرود‌ها و گره‌هاي آن به جا بود.

اين منتقد بخش پاياني سريال «صاحبدلان» را تاثيرگذار‌ترين بخش سريال دانست و افزود: بخش پاياني كار به خوبي جمع شده و به جاي اينكه به دنبال جلب رضايت مخاطب عادي باشد، عملي‌تر پيش رفت.

به اعتقاد فهيم، مرز معجزه و تاثيرگذاري ديني و كرامات در سريال صاحبدلان كمي مخدوش شده و اين مرز با پرداخت بهتر مي‌توانست روشن‌تر باشد.

وي با بيان اين مطلب كه صاحبدلان نمونه كار مديران براي رفتن به سمت توليد كار‌هاي كيفي است اظهار كرد: در حال حاضر در سريال كميت را پشت سر گذاشته و به كيفيت رسيده‌ايم و مديران تلويزيون به اين نتيجه رسيده‌اند كه مي‌توانند كار با كيفيت ارائه دهند.

اين منتقد، با بيان اينكه در مواقعي ديالوگ‌هاي سريال زياد و در راديويي بود گفت: به عنوان مثال بازي كاسبي بازي حسي و مي‌توانست با ميميك، فيزيك و تحرك خود در صحنه، انگيزه و تحرك ايجاد كند.

وي يكي از نكات قوت سريال را در پرداخت شخصيت‌هاي آن دانست و افزود: شخصيت اي سريال صاحبدلان در ذهن افراد باقي خواهند ماند.

فهيم پرداختن به سرمايه‌گذاري تازه به دوران رسيده را يكي ديگر از نكات قوت سريال عنوان كرد و گفت: خليل در اين سريال نماينده عموم مردم و جليل نماينده سرمايه‌داري بود و قصه‌هاي قرآني در آن به خوبي به روز شده بود.

كاسبي در ادامه، با اشاره به حس و بوي حسي كار صاحبدلان براي خودش اظهار كرد: حس كار كردن در سريال صاحبدلان براي من مثل حس كار كردن در سريال حضرت مريم بود كه به من مي‌گفت اين كار، خودش خودش را معرفي مي‌كند.

وي افزود: هر چقدر به بازي خودم و دوستانم، كارگرداني و ... فكر مي‌كنم، مي‌بينم كه قرآن ياري‌دهنده ما در سريال بود.

اين بازيگر، رفتن به سراغ معجزه قرآن را قدم مباركي خواند و ابراز اميد‌واري كرد ديگر هنرمندان هم به اين قدم بپيوندند.

فهيم در ادامه با بيان اين مطلب كه ما بايد دقت لازم در ارائه آثار ديني را داشته باشيم گفت: ما بايد در ساخت سريال مذهبي از رفتن به سمت خرافه پرهيز كنيم.

لطيفي در اين باره توضيح داد: شفا و خرافه در اين سريال كاملا متمايز به تصوير كشيده شده است وي با اشاره به جنس سينماي ديني سينماي غرب اظهار كرد: در برخي مواقع جنس سينماي ديني به گونه‌اي است كه تاثيرگذاري غريبي بر مخاطب مي‌گذارد و ما بايد باور كنيم كه در لحظاتي بايد حسي را در بيننده ايجاد كنيم كه مو بر تن او راست شود و حال او را دگرگون كند.

صدرعاملي، با ابراز نگراني از اينكه سوژه‌هاي اين چنين مبتني بر احساسات گرايي ادامه پيدا كند گفت: بسيار خوب است كه چنين مجموعه‌هايي با همان دقت و وسواسي كه صاحبدلان از مرحله فيلمنامه به آن رسيد، ساخته شود.

وي افزود: در لحن ساختاري فيلم آدمها به سكوت و تنهاي هم نياز دارند كه در سريال به آن توجه نشده است و اين دو برادر فرصت سكوت و انديشين را ندارند.

صدر عاملي با بيان اين مطلب كه باران كوثري تنها شخصيتي است كه جذابيت هاي كاراكتر را حفظ كرده و باورپذيري كاراكتر با شخصيت او منطبق است اظهار كرد: متاسفانه از يك جايي لحن شخصيت‌هاي فرعي سريال عوض مي‌شود و همه مسئله آن جذب مخاطب مي‌شود.

اين كارگردان در پايان سخنان خود تاكيد كرد: صاحبدلان اصلا راديويي نبود و در برخي مواقع معادل‌هاي تصويري خوبي داشت.

لطيفي نيز در پايان سخنان خود با بيان اين مطلب كه سريال صاحبدلان سريال معقولي به لحاظ بودجه بود گفت: همه سريال‌هاي قرآني نبايد بودجه‌هاي كلان داشته باشند و در رده كار‌هاي تاريخي گنجانده شوند.

گفتني است، قسمت دوم نقد اول دوشنبه (8 آبان ماه) با حضور كارشناسان مذهبي ساعت 22 پخش مي‌شد.

به گزارش خبرنگار سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)،قسمت دوم برنامه نقد اول با حضور دكتر هدايت خواه (عضو كميسيون فرهنگي مجلس) و دكتر بانكي (عضو هيات علمي دانشگاه اصفهان) و محمد حسين لطيفي (كارگردان صاحبدلان) پخش شد.

در بخشي از برنامه نقد اول دوشنبه (هشتم آبان ماه)، كاردان از ميهمانان برنامه پرسش كرد كه بازتاب اين سريال را در همكاران خود چگونه ديد.

دكتر هدايت خواه كه عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي است در پاسخ به اين پرسش توضيح داد: مجموعه نگاه من و همكارانم نسبت به سريال «صاحبدلان» مثبت بود، ضمن اين كه انتقاداتي به آن نيز وجود دارد.

دكتر بانكي كه عضو هيات علمي دانشگاه اصفهان است در اين باره توضيح داد: تا آن جا كه مي‌دانم همكارانم مي‌گفتند كه اين سريال، كار متفاوت و پديده جديدي است. در ضمن وقتي متن سريالي قرآني باشد سريال مقدسي مي‌شود كه با عصمت و طهارت ويژه خود با ديگر كار‌ها متفاوت است.

لطيفي (كارگردان صاحبدلان) نيز عنوان كرد: طي تماس هايي كه گرو‌هها و طيف‌هاي مختلف فكري با من داشتند از سريال راضي بودند.

دكتر هدايت خواه در ادامه‌ اين نشست با بيان اين مطلب كه با يك سريال جوانان جامعه ما قرآني نمي‌شوند متذكر شد: نبايد در خصوص تاثير اين سريال مبالغه كرد ودر ارائه پيامهاي مذهبي بايد مداومت داشت.

وي از اين كه قرآن خاصي در اين سريال انتخاب شده بود انتقاد كرد و گفت: به نظر مي‌رسد با انتخاب يك جور قرآن خاص به بيننده القاء مي‌شود كه يك جور قرآن تاثيرگذاري خواهد داشت.

لطيفي در پاسخ به اين انتقاد اظهار كرد: اگر آخرين سكانس فيلم نبود شبهه بزرگي ايجاد مي‌شد و اتفاقا همه نگراني ما اين بود كه اين حس كه حتما بايد قرآني به دم در خانه افراد آورده شود به بينندگان القاء نشود.

هدايت خواه همچنين با بيان اين مطلب كه خرافه‌گرايي در خانه خليل با منش او منافات دارد اظهار كرد: روابط خانواده‌اي كه با قرآن مانوس هستند و با آن ارتباط دارند بايد صميمي‌تر باشد و اما روابط سيد خليل و دنيا كه به قرآن پاي بند بودند خيلي با مباني قرآن سازگار نبود.

دكتر بانكي در ادامه برنامه نقد اول با تاكيد بر اينكه بنا به سفارش پيامبر(ص)، قرآن بايد با عترت همراه باشد گفت: در قسمت‌هايي كه بيننده صاحبدلان بود هر چه ديدم قرآني بود و كمتر از عترت ياد شده بود.

وي از امضا پشت قرآن انتقاد كرد و افزود: در هيچ جايي نداريم كه بزرگران قرآن را امضا و آن را تاييد كنند.

لطيفي در پاسخ به اين انتقاد توضيح داد: امضاها به معناي تاييد آن كتاب نيست. بلكه به اين معنا است كه همه آنها مورد لطف قرار گرفتند و آن را درك كردند.

به گزارش ايسنا، در بخش‌هايي از برنامه نقد اول علاوه بر پخش نظارت مردمي نظرات تعدادي از روحانيون پخش شد و آن‌ها در خصوص نقاط قوت سريال توضيحاتي دادند.

يك روحاني نگاه تطبيقي سريال «صاحبدلان» با قرآن را از نكات قوت اين سريال برشمارد و معتقد است «صاحبدلان» تاثير پيام‌هاي داستان هاي ديني را درزندگي امروز مطرح كرده است.

روحاني ديگري با بيان اين مطلب كه پرداختن به اين نكته كه اگر نيت براي خدا باشد قطعا خدا هم كمك مي‌كند از نقاط قوت سريال «صاحبدلان» است گفت: اين كار سعي كرده بود بر اساس مفاهيم ديني قرآن كه براي همه اعصار و دوران ها است باشد و اين نكته را گوشزد كند كه براي برون رفت از مشكلات بايد به قرآن مراجعه كرد.

روحاني ديگري سريال «صاحبدلان» را از حيث بازيگر‌ها و كاراكتر‌ها و متن قوي دانست و افزود: براي نخستين بار بود كه در داستان‌هاي قرآني تامل شده بود و نقاط قوت آن به استفاده از مفاهيم ديني خودمان برمي‌گردد.

به اعتقاد يكي ديگر از روحانيوني كه نظراتش از تلويزيون پخش شد استفاده از داستان هاي قرآني در قالب داستان‌هاي امروزي نياز به كارشناسي بيشتري داشت و ربط بسياري از داستان‌هاي قرآني از انسجام فيلمنامه كاسته بود.

انتهاي پيام

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 آبان1385ساعت 9:26 بعد از ظهر  توسط رزا  | 

مصاحبه پوریا پورسرخ(بانی فیلم)

از شاهین صاحبدلان می ترسیدم.

برویم سراغ صاحبدلان و سومین تجربه همکاری تو با محمد حسین لطیفی....

همانطور که گفتید این سومین تجربه همکاری من با اقای لطیفی است...در سر یال فرار بززرگ یک نقش کوچک به  نام فرهاد به من داد...نقش یک دکتر تک بعدی بود که در حرفه خودش نابغه بود اما کمی ساده لوح به نظر میرسید.ان یک اتفاق خوب برای من بود.بالاخرهبرای اولین بار جلوی دوربین رفتم و باعث شد برای سریال وفا با وجود کاندیدهای بسیار برای شخصیت برای شخصیت  ژوبین من انتخاب شوم.منصور سهراب پور ...تهیه کننده ..کسی بود که برای بهتر شدن کارش از چیزی دریغ نمی کردو حاضر بود بازیگران درجه یک را برای این نقش جذب کند اما پیشنهاد خود اقای لطیفی و اعتماد تهیه کننده باعث شد که ان نقش را من بگیرم که به سکوی پرتاب من تبدیل شد.

سکوی پرتاب و پیشنهادات جدید....

بله..اکثر فیلم نامه هایی نقشی در ان به من بخورد فرستاده می شد.مخصوصا اگر یک جوان عاشق پیشه ای هم در کار وجود داشت....در میان ان پیشنهاد ها پروژه ی پسران اجری کار اقای قاری زاده و مرد ایرونی کار اقای اسدی به تهیه کنندگی اقای فرحبخش را انتخاب کردم...بعد از ان دو کار هم یکی ..دو پپیشنهاد سینمایی خیلی خوبی داشتم که مصلئب دوشیزه کار مسعود اطیا بی را کار کردم اما چون اقای لطیفی در همان روزها پیشنهاد نقش شاهین را داده بودند سعی کردم روی پیشنهاد دیگری فکر نکنم و ذهنم را معطوف این کار کنم.

شاهین صاحبدلان را به بازی در سینما ترجیح دادی؟

بله..اول نمی خواستم تا مدتی به تلویزیون برگردم اما اقای لطیفی بود واحترامی که ایشان به این مدیوم میگذارد و باعث شد که نه تنها من بلکه خیلی از از بچه های دیگر فرقی بین این دو مدیوم هنگام همکاری با ایشان نشویم.وقتی که فیلم نامه را خواندم در وهله ی اول دو حس به من دست داد.یکی اینکه خیلی به اقای طالب زاده حسودی ام شد چون یکی از دغدغه های من فیلمنامه نویسی است.در وهله ی دوم اینکه در مورد نقش شاهین یک مقدار نگران شدم چون خیلی منفی بود .پیش اقای لطیفی امدم و  گفتم که می شود من رامین را بازی کنم. گفت نخیر....رامین را قرار است برزو باز ی کند ..خیلی بهتر از تو هم بازی می کند...گفتم پس جوادی را به من بدهید...گفتند نه یا شاهین یا هیچکدام؟گفتم شاهین خیلی منفی استمن می ترسم.اقای لطیفی سک جمله گفت:(همیشه موفقیت ان طرف ترس است)مگر نمی گویی این چند وقت هر نقشی پیشنهاد شده است عاشق پیشه و... است پس شروع کن  ...از این اتفاق استفاده کن.

پس شاهین فیلمنامه نسبت به شاهینی که الان می بینیم کمی تعدیل شده؟

بله اکثر مواقع اقای لطیفی فیلمنامه یی را که میگیرد خودش در منزل یا سر صحنه روتوش می کند...اما این فیلمنامه بدون روتوش بود.حتی ایشان کمی تعصب هم روی متن داشت...اما اقای لطیفی به من لطف کرد و اجازه داد تا شاهین فیلمنا مه را کمی تعدیل کنیم با حفظ اصول و سکانس های فیلمنامه کمی شاهین را امروزی تر و شیرین تر کردیم.همین دست مرا برای بداهه کمی باز گذاشت. البته باید بگوییم بیشتر مواقع دیالوگ های اقای طالب زاده انقدر خوب بود که با تفکر من یکی می شد و راحت می توانستم انها را ادا کنم.

شخصیت جدید و به قول خودت شیرین و امروزی شاهین چگونه به دست می اید؟

من یک مقدار تمرین کردم و با دیدن محیط اطراف خودم سعی کردم تکه کلام هایی را که شما العان می بینید اضافه کنم تا شاهین از حالت منفورش در بیا ید و کمی شیرین بشود بداهه من در همین حد بود.ابتدا خیلی می ترسیدم...دو- سه قسمت از کار که پخش شد چند نفر از دوستان تماس گرفتند و گفتند : پوریا خوب بودی ...واقعا من کلی انرژی از روزنامه ی خود شما گرفتم.من این مسئله را گذاشته بودم جای دیگری بگویم اما فکر می کنم همه جا باید به ان اشاره کنم.معمولا یک قانون نا نوشته ای وجود دارد که تعدادی از خبرنگاران و روزنامه نگاران یا دیگران که بیشتر خودشان مشکل دارند...سعس مس کنند تا یک نفر میا ید استارت شروع را بزند تخریبش کنند..نه نقد.... چون نقد به یک اصول و چهار چوب پایبند است که در تخریب ما چنین چیزی را نمی بینیم.من هنگام پخش وفا متوجه می شدم که بعضی از نقد ها خصومت است...نقد نیست.البته خیلی جاها هم قابل استفاده بود و من هم طبعا استفاده می کردم.

با برزو ارجمند صحبت از این شد که رامین و شاهین  هر دو به او پیشنهاد شده است ..فکر میکنی رامین  تو و شاهین  برزو چگونه ا زاب در وی امد؟

ببینید هر کسی یک نوع بازی میکند...مطمئنا اگر من رامین را بازی میکردم چیز دیگری از اب در می امد.اینجا جا دارد از علیرضا جواد پور و اقای میر کیانی(گریمور) و طراح گریم سریال تشکر کنم که نوع گریم ما را طوری طراحی کردند که فردا این صحبت پیش نیاید که گریم بر بازی می چربیده. البته طراحی لباس محسن نوروزی هم در این مسئله موثر بوده است....معتقدم به تعداد بازیگران می شد شاهین و رامین دید .هر کدام با یک ویژگی خاصی ولی تنها چیزی که میدانم این است مه بدون تعارف شاهینی را مه از پوریا میبینید با کمک همه ی دوستانش در این پروژه شکل گرفته است.

با استفاده از حرکات دست و بدون تصمیم داشتی تلخی و منفی بودن شاهین را کم کنی و او را جذاب تر نشان بدهی؟

از این اشاره خیلی ممنونم چون متوجه شدم به ان چیزی که می خواستم رسیدم.ببین منظور من از بداهه گویی های شاهین اضافه کردن تکه کلام هایی بود به علاوه که سعی کردم با ریتم تند زمان حرف زدن و حرکات دست و بدن شاهین او را کمی شیرین تر نشان بدهم.می خواستم با حرکت زیاد و دیالوگ های رگباری شاهین فیلمنامه را تکمیل تر کنم.همین جا از ابراهیم غفوری و مهدی امیری باید تشکرکنم چون من به خاطر حرکات زیادم بار ها برای اون دوست عزیزم مشکل ساز شدم ولی انها با من کمال همکاری را داشتند. سر یک پلان بسته اگر من می خواستم همان بازی را که دوست دارم انجام بدهم سایه می انداختم هیچوقت یادم نمی رود غفوری و امیری نور را طوری تغییر دادند که من بازی خودم را انجام بدهم.البته جا دارد به این نکته اشاره کنم که غفوری از زمان سریال وفا به من اعتماد به نفس می داد.جایی که شاید جایگاه العان را به لحاظ اعتماد کارگردان و گروه نداشتم(با توجه به اینکه وفا اولینکار جدی من بود.)همان موقع به من توصیه های مفیدی میکرد و اموزش می داد .لطف غفوری را هیچگاه فراموش نمی کنم.

تفاوت شا هین با دیگر کاراکترهای این مجموعه به حدی است که می توان گفت به یک تیپ نزدیک شده است؟

معتقدم که یک تیپ اگر خوب پرداخته شود هیچ چیزی از کاراکتر کم ندارد.من سعی کردم با نزدیک شدن به محیط اطراف و ادم های این مدلی به شاهین نزدیک تر شوم.

تو بیشتر سعی در نشان دادن وجوه بیرونی و برونگرا بودن شاهین داشتی؟

دقیقا رامین شخصیت درونگرایی بود و جای کمتری برای برای نشان دادن خودش دارد.همین برونگرایی شاهین نسبت به  رامین او را به یک تیپ نزدیک کرده است .نوع بیان ...تکه کلام. حرکات شاهین در این مسئله نقش اساسی دارد.خوشبختانه نقدهای مجلات تخصص پیرامون شاهین خوب بود..اما تنها چیزی که یک مقدار برای من غیرقابل هضم بود این مسئله بود که در یکی از نشریات منتسب به سازمان صدا و سیما اشاره شده بود که شاهین رو به غلو میرود و این بد اموزی دارد..من یا باید به نقشم فکر کنم یا به اموزش ؟؟من می گویم دوست عزیزم پس شعورمخاطب چی؟مخاطب انقدر متوجه است و می فهمد که فلان کار شاهین خوب است..من انجام بدهم و فلان کار شاهین درست نیست..من انجام نمی دهم. البته خودم با چنین چیزی مواجه شدم . سر صحنه بااقای لطیفی صحبت می کردیم..بچه ی کوچکی امد و گفت:رابین هود دیده بودیم ..رامین هود ندیده  بودیم.من فقط یک بار این جمله را ان هم به صورت بداهه که در فیلمنامه هم نبود در اوایل کار گفتم.وظیفه دارم نقشم را درست ایفا کنم..حتی اگر قرار باشد یک پیر مرد را با ان طرز فجیع از خانه بیرون کنم.معتقدم مخاطب فرهنگ خوب و بد را خودش تشخیص می دهد.جالب است در همان نشریه اشاره شده بود که مگر می شود دو برادر اینقدر تفاوت فرهنگی داشته باشند در حالی که این مجموعه پر بود از این تضادهای هابیل و قابیلمثل خود جلیل و خلیل.یادم می اید در سکانسی که قرار بود اقای محجوب را از خانه بیرون کنم خیلی عصبی بودم..گوشه ای برای خودم نشسته بودم.وقتی قرار بود امیر من را برای بازی در این سکانس اماده کند اقای لطیفی با حس ششم قوی خود گفت پوریا را باید العان از یک گوشه پیدا کنی او العان در جمع نیست..به هر حال من اگر بخواهم به بد اموزی نقش فکر کنم باید بگویم من یک پیر مرد را هل نمی دهم..به کسی هم بی احترامی نمی کنم و ...شاهین این جور ادمی بود ..اگر قرار بود ما پسر خوبی از او ببینیم که همان رامین می شد.

 

ادامه ی مصاحبه در پست بعدی.

+ نوشته شده در  شنبه 13 آبان1385ساعت 7:18 بعد از ظهر  توسط رزا  | 

بگو مگو با محمد حسین لطیفی و باران کوثری.

با صاحبدلان حال و هواي دلم را نشان دادم!
بگومگو با محمدحسین لطیفی

حسين لطيفي 44 ساله است و به گفته خودش از اين 44 سال، فقط 19 سالش را با دوربين نبوده و بقيه سالهاي زندگي‌اش يا پشت دوربين بوده يا در حرفه‌هاي مختلف مربوط به سينما فعاليت مي‌كرده.
او اولين كار جدي‌اش را در سال 1374 ساخت و تا امسال حدوداً 12 فيلم سينمايي و مجموعه تلويزيوني ساخته كه از ميان آنها مي‌توان به فيلمهاي سرعت، عينك دودي، دختر ايروني، خوابگاه دختران و مجموعه‌هاي تلويزيوني فرار بزرگ، كت جادويي، همسايه‌ها، سفر سبز و كار آخرش صاحبدلان اشاره كرد.
لطيفي از ميان تمام كارهايي كه در سينما انجام داده كارگرداني را بيشتر دوست دارد و در‌اين‌باره مي‌گويد: «اگر خدا قبول كند، كارگرداني يك جور پا تو كفش خدا كردن است. يعني شبيه‌سازي روح الهي است در خلق يك اثر و قصه. مي‌گويند خدا از روح خودش در ما دميده است و همين روح باعث شده من مرضم بيشتر كارگرداني باشد!»
آنچه در ادامه مي‌خوانيد بخشهايي از گفتگو با كارگردان يكي از پربيننده‌ترين مجموعه‌هاي تلويزيوني پخش شده در ماه مبارك رمضان است.

با اينكه موضوع اصلي صاحبدلان ديني و مذهبي است اما لحظه‌هاي شاد و كمدي و شخصيتهاي بانمك در آن كم نيست.
من در هر لحظه سعي مي‌كنم فضاي كار را مفرح كنم و تمام تلاشم را مي‌كنم كه لب مخاطبم را به خنده باز كنم. حالا كار مي‌خواهد جدي باشد يا طنز! البته در كار طنز خودم لذت بيشتري موقع ساختن كار مي‌برم، چون به روحيه‌ام نزديك‌تر است.
در كار جدي بايد سختي بيشتري بكشم و كمي از خودم فرار كنم. شما اگر كار وفا را هم ببينيد متوجه مي‌شويد سعي كردم فضا را از حالت جدي مطلق خارج كنم. در صاحبدلان هم شخصيت حشمتيان، جوادي و حتي دكتر به ايجاد زنگ تفريح كمك مي‌كنند. چون از فضاي جدي مطلق به نتيجه‌اي نمي‌رسيم.

صاحبدلان در ميان مجموعه‌هاي تلويزيوني ديني محتوا و پرداخت متفاوت و به‌روزي داشت و همين مسأله حتي باعث شد انتقادهايي هم از آن بشود. اصلاً چطور به اين طرح رسيديد؟
سالها بود كه در دلم چيزي موج مي‌زد كه ما چرا كار ديني در زمان حال كمتر داريم و بيشتر دنبال كارهاي تاريخي مثل داستان حضرت موسي (ع) و فرعون يا حضرت يوسف هستيم. از آن طرف در كارهاي خارجي آهنگ برنادت را مي‌ديديم و مي‌گفتيم: «ا... ا! يعني مي‌شود حال و هواي مريم (ع) را در زمان حال ديد؟» آنها مسائل ديني را در موضوعات روز مطرح مي‌كردند و ما هم احساس مي‌كرديم كه مي‌توانيم مثل آنها باشيم. البته اين كار واقعاً سخت است. مثلاً فيلم دالان سبز هم يك كار كاملاً ديني است ولي با موضوع روز. در اين فيلم شما روي زمين يك مسيح را مي‌بينيد. به طبع وقتي به قصه صاحبدلان برخوردم سراسر وجودم وجد بود. چون احساس مي‌كردم كه مي‌توانم با مخاطب طوري ارتباط برقرار كنم كه بگوييم اين خليل ما خودش تازه دارد ساخته مي‌شود و اين طور نيست كه خليل يك آدم كامل باشد. خدا تازه يقه خليل را گرفته و باهاش كار دارد. مثل آنجا كه به برادرش مي‌گويد: «من امشب تازه مي‌فهمم كه براي تو نيامدم اينجا، براي خودم آمدم.»
به همين دليل صاحبدلان را دوست دارم و احساس مي‌كنم اين قصه بسيار درست و آگاهانه نوشته شده و درام درست و كاملي دارد. موقع پخش كار دوستان به من گفتند شما در قسمت 13 معجزه‌تان را هم رو كرديد. داستانهاي عشقي‌تان هم كه تمام شد، حالا براي 17 قسمت بعدي چي داريد؟ چطوري مي‌خواهيد ماجرا را كش بدهيد؟ ولي ما اصلاً نمي‌خواهيم كار را كش بدهيم. براي هر روز اين مجموعه تا روز آخر قصه و مسأله داريم. قرار است روز به روز به اوج برسيم و اصلاً قرار نيست كوتاه بياييم. اميدارم خدا كمك كند بتوانيم آن حال و هوايي كه بعضي دوستان به ما زنگ زدند و گفتند مو به تنمان سيخ شده را ادامه بدهيم. البته به هر حال سليقه‌ها متفاوت است ولي عده زيادي به خاطر حال و هوايش جذب اين كار شدند.

كمي از حال و هواي پشت صحنه كار بگوييد. تا به حال اتفاق جالبي پشت صحنه رخ داده؟
اتفاق جالب كه هر روز اين كار يك اتفاق است ولي به نظرم لحظه به لحظه كه جلو مي‌رفتيم مي‌ديدم گويي همه اين آدمها را خدا براي اين كار انتخاب كرده و هر كدامشان علاوه بر اينكه دارند بازي مي‌كنند يا فيلمبرداري مي‌كنند، قرار بوده چيزي از اين كار به دست بياورند و تك‌تكشان هم به دست آوردند. تا روز آخر هر كسي سهمي در اين كار داشته. انگار هر كدام از اين بچه‌ها با خدا ماجرايي داشتند و آمدند اينجا جوابهايي گرفتند. اين موضوع برايم خيلي جالب بود.

از بين كارهاي سينمايي و تلويزيوني‌تان كدام را بيشتر دوست داريد؟
از بين كارهاي سينمايي عينك دودي كه اوج خنده بود و خوابگاه دختران كه ترس و خنده را با هم داشت. از بين سريالها هم اين دو تاي آخري را بيشتر دوست دارم. هر چند كه به سفر سبز هم علاقه زيادي دارم اما الان احساس مي‌كنم با صاحبدلان توانستم حال و هواي دل خودم را بيشتر از آن چيزي كه در سفر سبز بود نشان بدهم. كشش من بيشتر به سمت كارهاي دلي است كه حالا يا طنز هستند يا جدي. من هميشه چيزي كه در آن دل وجود داشته باشد و بتوانم در آن، كاري را كه دلم مي‌خواهد انجام دهم، انتخاب مي‌كنم. الان هم تصميم دارم اگر خدا بخواهد يك كار جنگي در جنوب كشور بسازم. فقط هم دنبال دلم هستم و نمي‌خواهم كارم توپ و تفنگي باشد. اميدوارم كار انجام شود و مردم بتوانند يك فيلم جنگي بدون توپ و انفجار ببينند!

نظر خانواده‌تان درباره شغلتان چيه؟
من سه تا دختر دارم. دختر اولم فارغ‌التحصيل رشته عكاسي، دومي سال سوم رشته حقوق و آخري هم سال اول دبيرستان است. آنها مرا دوست دارند ولي شغلم را دوست ندارند. امسال من فقط دور روز با بچه‌ها رفتم اصفهان و از 52 جمعه سال فكر كنم فقط 5 تا جمعه با آنها بودم. در مجموع شايد هفته‌اي 15 ساعت هم نتوانم آنها را ببينم. البته اميدوارم خدا كمكم كند و دوستان مدتي كار را رها كنند تا من بتوانم استراحت كنم. البته وقتي دوستانشان زنگ مي‌زنند و مي‌گويند از بابات تشكر كن شعفي را در چهره‌شان مي‌بينم.
به جز دختر آخرم هيچ كدام علاقه‌اي به بازيگري ندراند. در مورد او هم خودش بايد تصميم بگيرد، من نه تشويقش مي‌كنم نه او را دلسرد مي‌كنم.

ممكن است در آينده از دخترتان هم در كارهايتان استفاده كنيد.
من استفاده نمي‌كنم، ولي به همكاران سفارش مي‌كنم. چون با پدرش ممكن است به جاي خوبي نرسد.

پيگير نشريات گل‌آقا هستيد؟
من نزديك 11- 10 سال است كه جدي با گل‌آقا نبودم. ولي قبلش خيلي با گل‌آقا همراه بودم. در اين مدت فشار كاري فرصتي برايم باقي نگذاشت كه كار شما را دنبال كنم. دلم مي‌خواهد ببينم هنوز هم حال و هواي گل‌آقا همان است يا تغيير كرده. الان با ديدن شما دوست دارم يك بار ديدن گل‌آقا را مرور كنم!


***


خنده‌اي كه 7 برداشت طول كشيد!
بگومگو با باران کوثری

باران كوثري 25 مهر 1364 به دنيا آمده و اولين‌بار در سن پنج سالگي در فيلم بهترين باباي دنيا به كارگرداني داريوش فرهنگ ايفاي نقش كرده. زير پوست شهر، رقص در غبار، خوابگاه دختران، تقاطع و نسل جادويي از ديگر كارهاي كوثري است.
او در مجموعه صاحبدلان در نقش دينا ظاهر شد كه اين نقش هم مورد توجه مخاطبان تلويزيون قرار گرفت. او از فضاي صميمي و خوبي كه در كار امیرحسين لطيفي (كارگردان اين مجموعه) وجود دارد گفت و تأكيد كرد كه ديگر كار تلويزيوني انجام نمي‌دهد مگر با لطيفي!
بخشهايي از گفت‌وگو با باران كوثري را بخوانيد تا بدانيد نظر خودش درباره دينا، انتقادهايي كه از او مي‌شود و... چيست
.


شخصيت دينا چه اندازه با شخصيت باران كوثري اشتراك دارد؟
قطعاً بخشهايي از من در دينا هست ولي خيلي كم. دينا حاضرجواب است، من هم حاضرجوابم ولي نوع حاضرجوابي من و او خيلي باهم فرق دارد. دينا در فيلمنامه خيلي خوب پرداخت شده و كافي بود من فقط فيلمنامه را درست اجرا كنم. البته براي نزديكي به نقش درباره چادر سركردن و برخي آداب و احكام و چيزهاي ديگري كه فكر مي‌كردم ممكن است در كارهاي روزمره به دردم بخورد مثل نحوه نشستن و نوع راه رفتن بيشتر تحقيق كردم.

فيلمبرداري و ساخت اين مجموعه تقريباً فشرده بود. اين فشردگي چقدر روي شما تأثير داشت؟
قطعاً اين فشردگي آدم را اذيت مي‌كند اما فضاي كار به دليل وجود حسين لطيفي كه آدم بسيار نازنين و قابل احترامي است آن‌قدر خوب و دوستانه بود كه ما اين فشردگي را حس نمي‌كرديم. من حتي روزهايي هم كه نقش نداشتم مي‌آمدم سر صحنه؛ با وجود آنكه مي‌توانستم استراحت كنم، اما دلم تنگ مي‌شد. براي من حضور در همه صحنه‌ها خيلي بهتر بود به خاطر ارتباطم با بابا محجوب (هنرپيشه نقش پدربزرگ دينا) كه خيلي به ايشان بابت نقش دينا و همه چيزهايي كه يادم دادند مديونم.

از نقش دينا چه انتقادهايي خوانديد يا شنيديد و عكس‌العملتان در اين مورد چطور بود؟
يك جا خواندم كه چند تا دانشجو گفته بودند كه من تصوير خوبي از دانشجو نشان ندادم چون يك دانشجو هيچ وقت نمي‌گويد كشمش و اين طوري حرف نمي‌زند. دوست دارم به اين دوستان بگويم كه بياييد كمي صادقانه‌تر نگاه كنيم و فكر نكنيم تلويزيون فقط جاي الگوسازي است. قرار نبود من الگو باشم و آموزش بدهم، بلكه قرار بود نقش دينا را نشان بدهم. حتي بيشتر از مخاطب هم در مقابل اين نقش احساس مسؤوليت داشتم. اما واقعاً كدام يك از ما، در يك جمع خودماني با دوستانمان كلمه‌اي مثل كشمش را نمي‌گوييم؟ به نظرم واقعيت دينا اين است، چون همه ارتباط اجتماعي او و حتي ارتباط دوستانه و جوانانه‌اش با پدربزرگش بود. اگر هم كل‌كلي وجود داشته يا گاهي تند حرف زده تنها دليلش نگراني براي پدربزرگش بوده.

خاطره‌اي جالب از ضبط اين مجموعه داريد؟
يك بار كه قرار بود من و آقاي محجوب يك سكانس خيلي جدي و مهم را بازي كنيم و همه گروه هم خسته بودند، من و آقاي محجوب مدام خنده‌مان مي‌گرفت. تا اينكه آقاي محجوب عصباني شد و به من گفت: «تقصير توست كه من خنده‌ام مي‌گيرد چون سالهاست چنين اتفاقي براي من نيفتاده!» اما بالاخره توانستيم با هفت – هشت برداشت اين صحنه را بگيريم.

حرف آخر...
وجود نشرياتي مثل گل‌آقا خيلي مهم است كه فرصت نفس كشيدن را به مردم مي‌دهند، در عين اينكه به شعورشان هم احترام گذاشته مي‌شود.

+ نوشته شده در  شنبه 13 آبان1385ساعت 2:45 قبل از ظهر  توسط رزا  | 

زیرزمین (پر بیننده ترین سریال ماه رمضان امسال)(خانواده سبز)........؟؟؟؟؟

"زیرزمین" پربیننده‌ترین مجموعه ماه رمضان


    
    
    مجموعه تلویزیونی "زیرزمین" در ماه رمضان از نظر میزان بیننده و رضایت رتبه اول را در نظرسنجی مرکز تحقیقات صدا و سیما کسب کرد.

    به گزارش خبرگزاری مهر، در ماه رمضان امسال مجموعه های "صاحبدلان" محمدحسین لطیفی از شبکه اول، "آخرین گناه" حسن سهیلی زاده از شبکه دو، "زیرزمین" علیرضا افخمی از شبکه سه و "بوی خوش زندگی" علی شاه حاتمی از شبکه تهران پخش شد.
    بر اساس نظرسنجی سازمان صدا و سیما مجموعه "زیرزمین" با 9/81 درصد رتبه اول، "صاحبدلان" با 2/75 درصد رتبه دوم، "آخرین گناه" با 9/75 درصد در رتبه سوم و سریال "بوی خوش زندگی" با 60 درصد در رتبه چهارم از نظر میزان بیننده اول شد. جالب اینکه مجموعه "خانه به دوش" با وجود تکراری بودن و پخش در ساعت یک نیمه شب 9/15 درصد بیننده داشته است.
    از نظر رضایت بینندگان "زیرزمین" با 9/52 درصد، "صاحبدلان" با 2/53 درصد دوم، "آخرین گناه" با 3/46 درصد در رتبه سوم و "بوی خوش زندگی" با 31 درصد در رتبه چهارم رضایت قرار گرفتند. همچنین نظرسنجی مجموعه های هفتگی هم نشان می دهد "اولین شب آرامش" با 57 درصد پربیننده‌ترین سریال بوده و "همه فرزندان من" با 5/4 درصد کمترین بیننده را داشته است.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 آبان1385ساعت 2:51 بعد از ظهر  توسط رزا  | 

خودکشی بازیگر زن سریال نرگس صحت ندارد(خانواده سبز)

رئيس مركز اطلاع‌رساني نيروي انتظامي تهران بزرگ:

خودكشي بازيگر زن سريال نرگس صحت ندارد

ايران اکونوميست: اقدام به خودكشي هنرپيشه زن سريال نرگس تكذيب شد.

حوادث 1385/8/9

محمد تورنگ رئيس مركز اطلاع‌رساني نيروي انتظامي تهران بزرگ در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس با تاييد اين خبر افزود: اين هنر‌پيشه زن هم‌اكنون در سلامت كامل است و خبر خودكشي او هنگام بازجويي ماموران صحت ندارد.
به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، عصر ديروز از سوي منابع غير رسمي اعلام شد، يكي از هنرپيشه‌هاي زن سريال نرگس صبح ديروز هنگام تحقيق ماموران اقدام به خودكشي كرده است كه بلافاصله به بيمارستاني در شمال تهران منتقل شده است.
مدتي است تصاويري غير اخلاقي منتسب به اين هنرپيشه زن در سايتهاي اينترنتي منتشر شده است كه وي با تكذيب اين موضوع اعلام كرده است از انتشار دهنده‌هاي آن شكايت مي‌كند.
تورنگ افزود: هم اكنون تحقيقات در رابطه با صحت اين تصاوير و دليل انتشار آن از سوي ماموران ادامه دارد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 آبان1385ساعت 2:33 بعد از ظهر  توسط رزا  | 

بررسی علمی-فنی فیلم ضد اخلاقی منتصب به بازیگر سریال نرگس(خانواده سبز)

بررسي علمي - فني تصاوير دروغين نسبت داده شده به يك چهره سينمايي با ذكر اين مهم كه نبايد بگذاريم حرمت هنر و هنرمند لگد مال شود
گروه تحقيقاتي «RESCUE SQUAD» : فيلم غيراخلاقي كه گفته مي‌شد يك هنرپيشه در آن حضور دارد، شايعه تصويري است / بايد از هنرپيشه عذرخواهي شود

سرپرست گروه تحقيقاتي «RESCUE SQUAD» در گفت‌وگو با ايرانيوز، تأكيد كرد: «فردي كه در فيلم ديده مي‌شود، شباهت‌هاي فيزيكي خاصي به شخص هنرپيشه واقعي دارد، اما آن‌ها دو نفر هستند.»


گروه تحقيقاتي «RESCUE SQUAD» اعلام كرد فيلم غيراخلاقي كه گفته مي‌شد يك هنرپيشه در آن حضور دارد، شايعه تصويري است و بايد از هنرپيشه عذرخواهي شود.

سرپرست اين گروه تحقيقاتي در گفت‌وگو با ايرانيوز، تأكيد كرد: «فردي كه در فيلم ديده مي‌شود، شباهت‌هاي فيزيكي خاصي به شخص هنرپيشه واقعي دارد، اما آن‌ها دو نفر هستند.»
وي توضيح داد: «در دو هفته اخير به دنبال انتشار فيلمي در يك وب‌سايت، شايعه حضور يك هنرپيشه در فيلمي غيراخلاقي مطرح شد و به دليل عدم وجود منبع موثقي جهت كسب اطلاعات صحيح در اين مورد، شايعات تازه‌ ديگري نيز منتشر شد و با توجه به اهميت موضوع، گروه تحقيقاتي «RESCUE SQUAD» با هدف روشن شدن حقايق به بررسي تصاوير منتشر شده پرداخت.»

فيلم بررسي شده است
اين مقام «RESCUE SQUAD» كه خواست نامش فاش نشود، با بيان اين كه گروه تحقيقاتي مذكور در سال 81 تشكيل شده و تاكنون از طريق بررسي فيلم‌هاي مستند علت‌هاي حوادث غرق شدن دانش‌آموزان دختر در پارك‌شهر تهران و كشته شدن موتورسوار ركوردشكن در پيست استاديوم آزادي را روشن كرده است، درباره موضوع فيلم جنجالي اخير توضيح داد: «سي‌دي منتشر شده محتوي دو فايل تصويري با مدت زمان‌هاي 23 دقيقه و 40 ثانيه، و ديگري 2 دقيقه و 37 ثانيه با فورمت MPEG اما داراي Video Size متفاوت بود. پس از ترميم كيفيت تصاوير در كارگاه تدوين «RESCUE SQUAD»، حدود 85 فريم عكس از فيلم مورد نظر گرفته شد و در اختيار گروه بررسي قرار گرفت.»

سرپرست «RESCUE SQUAD» با اشاره به تشكيل گروهي از صاحبنظران و هنرمندان به منظور بررسي تصاوير، ادامه داد: «روزهاي يكشنبه و دوشنبه (هشتم و نهم آبان‌ماه) به درخواست ايرانيوز فيلم و عكس‌ها براي گروه هنرمندان نمايش داده شد كه پس از بررسي مواردي چون حالت‌هاي مختلف چهره و فرم اعضاي صورت فرد داخل فيلم و مطابقت آن با عكس‌هاي هنرپيشه واقعي، روز گذشته اعلام شد اين دو نفر به يكديگر شباهت‌هاي ظاهري زيادي دارند و در نتيجه حضور هنرپيشه در فيلم، صحت ندارد.»

سرپرست گروه تحقيقاتي «RESCUE SQUAD» با اشاره به اين كه طبق توافقات قبلي نام اعضاي گروه بررسي اعلام نمي‌شود، تصريح كرد: «شباهت بيش از اندازه ميان شخص داخل فيلم و هنرپيشه واقعي، همه را در اشتباه فرو برد به طوري كه وقتي شايعه شده است شخص مشهوري در فيلم حضور دارد، به سختي مي‌توان به بيننده ثابت كرد فردي كه در فيلم مي‌بينيد، آن هنرپيشه نيست. تأثير قدرت شايعه بر ذهن مخاطبان، آن‌ها را وادار به قبول دروغ كرد اما اين در حالي است كه اگر شايعه حضور هنرپيشه مطرح نمي‌شد، هر كسي هنگام تماشاي آن حتي متوجه شباهت اين دو نفر نيز نمي‌شد.»

شايعه‌پراكني ممنوع است
اين مقام با بيان اين كه اكنون شايعه حضور هنرپيشه در فيلم، «غير واقعي» تشخيص داده شده است و نبايد باز هم به آن دامن زده شود، در عين حال انتشار شواهد و مدارك را به دليل رعايت مسايل اخلاقي ضروري ندانست و تأكيد كرد: «نتيجه تحقيقات اين گروه، يك نظريه علمي است و از امروز اگر شخصي بدون شاهد، مدرك يا دليل، بر خلاف اين نظريه ادعايي را منتشر كند، ماجرا از سوي «RESCUE SQUAD» پيگيري خواهد شد و فرد اظهارنظركننده بايد تا آخرين لحظه در مقابل ادعاي خود پاسخگو باشد.»
وي در پايان گفت‌وگو با ايرانيوز، گفت: «با توجه به اين كه عده‌اي با با لذت و علاقه و خيال آسوده هر شايعه‌اي را مي‌پراكنند و افكار جامعه را به بازي مي‌گيرند، از اين پس گروه «RESCUE SQUAD» با شايعه‌پراكني‌ها، به‌خصوص در ارتباط با فيلم اخير برخورد خواهد كرد.»


فرورتيش رضوانيه: علاقه جامعه به ساختن شايعه خطرناك است

مبدع دروغ كج شدن برج‌ميلاد نيز در گفت‌وگو با ايرانيوز، با اشاره به انتشار فيلم جنجالي و تأكيد بر اين كه در جامعه ما سرعت انتشار شايعه، خارق‌العاده است و مردم شايعه را با كمال ميل و نهايت علاقه باور مي‌كنند و آن را با سليقه خودشان مي‌پرورانند، گفت: «تا زماني كه در تلويزيون، سينما و خبرها هيجان وجود ندارد، جامعه احساسات خود را از هر طريقي كه شده تخليه مي‌كند. چنان كه چند سال قبل شاهد بوديم چگونه مردم چرخ‌خياطي‌هاي سينگر را باز كردند و داخل آن به دنبال الماس مي‌گشتند و بانك مركزي مجبور شد اطلاعيه‌اي مبني بر تكذيب اين شايعه منتشر كند.»

طنزي كه توسط مردم شايعه شد
«فرورتيش رضوانيه» با بيان اين كه به علت عدم وجود موضوعات تخيلي و صحنه‌هاي مهيج در فيلم‌ها جامعه هر روز بيشتر از پيش به طراحي يا شنيدن شايعه علاقه‌مند مي‌شود، گفت: «زماني كه در زمستان 81 خبر خنده‌دار و غيرواقعي درباره كج شدن برج‌ميلاد را مي‌نوشتم، هرگز فكر نمي‌كردم كه روزنامه‌ها، وب‌سايت‌هاي خبري و شبكه‌هاي راديو، تلويزيون مطلبي به آن مضحكي! را باور و سپس منتشر كنند. شايعه كج شدن برج‌ميلاد تا حدي در ميان مردم تقويت شد كه يكي از شبكه‌هاي خبري معتبر غرب نيز اين خبر را با جديت اعلام كرد و ماجرا چنان جدي تلقي شد كه دفتر يكي از سازمان‌هاي بين‌المللي مستقر در تهران نيز قصد تشكيل كميته بحران درباره اين موضوع را داشت. به دنبال اين اين رخدادها، يك مطلب طنز به مهم‌ترين شايعه خبري در چند سال اخير تبديل شد. ساكنان اطراف تهران، به تاكسي به اتوبان همت مي‌آمدند تا برج را تماشا كنند و اهالي منطقه گيشا نيز با مركز فوريت‌هاي پليسي 110 تماس مي‌گرفتند و مي‌پرسيدند كه آيا بايد خانه‌هايشان را ترك كنند، يا بمانند. در واقع مردم دوست داشتند اتفاق بزرگي در حال رخ دادن باشد؛ حتي اگر مجبور باشند خانه يا شهرشان را ترك كنند.»

بايد از هنرپيشه عذرخواهي شود
نويسنده كتاب بومرنگ، در گفت‌وگو با ايرانيوز، گفت: «من خودم در نوروز 85 تعدادي شايعه طنز مانند انتشار اسكناس 100 هزار توماني و تبديل شدن ميدان ونك به چهارراه را منتشر كردم اما هيچ‌كدام به كسي توهين نمي‌كرد و به هيچ گروهي نيز آسيب وارد نشد.» «فرورتيش رضوانيه» با انتقاد از عدم رعايت حريم اخلاقي در شايعه حضور هنرپيشه در فيلم جنجالي، تأكيد كرد: «وب‌سايتي كه براي نخستين مرتبه فيلم شايعه را منتشر كرد، امروز كه عدم صحت شايعه ثابت شده است بايد رسما از هنرپيشه و مردم عذرخواهي كند.»

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 آبان1385ساعت 2:28 بعد از ظهر  توسط رزا  | 

نگاه مردم به سریالهای ماه رمضان.

نگاه مردم به سريال هاي وقت افطار

images/20061015/baran.jpg
 

آيا شما هم جزو کساني هستيد که افطار خود را با ديدن سريال هاي تلويزيوني پيوند مي زنيد؟ چند سالي است سريال هاي ماه رمضان هم جزو ثابت سفره افطار شده اند.
شايد اکنون فرصت آن باشد که کمي درباره مزه اين سريال ها صحبت کنيم. رويا مظفري ، طراح لباس و سردبير مجله دنياي زنان هر چند مشغله زيادي دارد اما پيگير سريال هاي ماه رمضان است.
او مي گويد: سريال «صاحبدلان» و «زيرزمين» را به صورت جدي پيگيري مي کنم.
«صاحبدلان» موضوعي نو را مطرح کرده و «زيرزمين» داستان مفرح و خوبي دارد. سريال «بوي خوش زندگي» را فقط 2 شب ديدم که برخلاف تبليغات وسيعي که براي آن صورت گرفته بود ، به نظرم کار خيلي ضعيفي آمد. «آخرين گناه» هم هر چند موضوع خوبي دارد اما در ساخت نتوانسته اين سوژه خوب را پرداخت کند. «تلويزيون کوچک سوپرمارکت محله ما هميشه روشن است». 3 برادر اين سوپرمارکت را اداره مي کنند. مهدي کريمي برادر وسطي است و فروشنده اصلي به شمار مي آيد. او معمولا سريال هاي تلويزيوني را پيگيري مي کند. مثلا او و برادرهايش همه قسمتهاي سريال نرگس را ديده اند. وقتي از مهدي کريمي درباره سريال هاي امسال ماه رمضان مي پرسم ، مي گويد: سريال هاي اين ماه واقعا تاثيرگذار هستند. من 2 سال پيش سريال «کمکم کن» را ديدم. اين سريال چنان تاثيري روي من گذاشت که پس از آن هميشه قيمت اجناس را به مشتري ها کمتر گفته ام که مبادا مديون آنها شوم. راستش را بخواهيد روي حساب ، کتاب و ترازو حساس شده ام. مي ترسم خداي نکرده حق مردم را ناديده بگيرم.
مهرزاد دانش ، منتقد سينما و تلويزيون هم نظر مثبتي درباره سريال هاي ماه رمضان دارد. اين منتقد مي گويد: هدف تلويزيون از توليد سريال هاي مناسبتي تعميق ايمان و افزايش آگاهي مردم است که به عقيده من تلويزيون به اين اهداف رسيده است.
و اکنون يک پرسش آيا تلويزيون با پخش 4 سريال در ماه رمضان به جز پر کردن اوقات مخاطبان ، چه تاثيرات ديگري داشته است؟ مظفري مي گويد: تلويزيون در اين ماه واقعا تبديل به «جعبه جادو» شده است ، همه را پاي خود مي نشاند و فرصت نمي دهد مردم به کار ديگري برسند. وي مي افزايد: صله رحم در ماه رمضان جزو دستورات ديني است اما پخش اين سريال ها باعث شده مردم خانه نشين شوند و اگر مثلا به افطاري هم بروند، حواسشان فقط به سريال ها باشد. اي کاش رسانه ملي در کنار پخش سريال به مخاطبان آموزش دهد که از ميان برنامه ها «انتخاب» کنند و خود را مقيد نکنند که حتما همه را تماشا کنند. کاسب محله اما امسال در ماه رمضان ، سريال جذابي پيدا نکرده است.
او مي گويد: سريال زيرزمين چندان جالب نيست ، مثل همه سريال هاي ديگر است.
راستش را بخواهيد از سريال آخرين گناه هم چيز درستي دستگيرم نشد و سريال «صاحبدلان» هم خيلي سنگين است و بايد شش دانگ حواست به آن باشد تا بفهمي چه مي گويد. مهرزاد دانش در ارزيابي خود از سريال ها مي گويد: تنوع موضوعات در شبکه هاي مختلف خوب است. هم عموم مخاطبان را در نظر گرفته است و هم مخاطباني که از سواد بيشتري برخوردار هستند. وي در ادامه مي افزايد: سريال هاي مناسبتي معمولا با شتاب توليد مي شوند. بنابراين نبايد از آنها انتظار زيادي داشت. فقط بايد به اين نکته توجه کرد که آنها در يک مقطع خاص از زمان ، خوب عمل مي کنند. پخش سريال هاي ماه رمضان تا عيد فطر ادامه دارد. سرنوشت آدمهاي سريال هاي مختلف آنقدر جذاب است که همه منتظر مي نشينند و به جعبه جادو چشم مي دوزند تا پايان قصه را ببينند. سال آينده باز هم رمضان مي آيد. به عقيده شما رسانه ملي سال آينده را چگونه بايد برنامه ريزي کند؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 آبان1385ساعت 1:17 قبل از ظهر  توسط رزا  | 

متن نشست عوامل صاحبدلان با خبرگزاری مهر

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 آبان1385ساعت 11:46 قبل از ظهر  توسط رزا  | 

محمد حسین لطیفی و پوریا پورسرخ

نظر اقای پوریا پورسرخ در مورد مقایسه سریال وفا و صاحبدلان.

هر کاری شرایط خودش را دارد.اکثرا می پرسند این کار موفقیت وفا را تکرار می کند یا نه به نظر من وفا یک بار در تاریخ تکرار شد و بس مثل هر کار دیگری که شرایط و مختصات خودش را دارد و همان قدر که حقش باشد از ان استقبال می شود.

کوتاه با محمد حسین لطیفی.

(کارهای مناسبتی خیلی مشکل تر هستند.)

فکر می کنید با صاحبدلان بتوانید موفقیت وفا را تکرار کنید؟

این مجمو عه با مجموعه وفا تفاوت های زیادی دارد.این یک کار مناسبتی است و نسبت به کارهای معمولی سخت تر است بخصوص این که مناسبت این کار ماه مبارک رمضان است که از نظر معنوی برای ما  ارزش های زیادی دارد و من و تمام گروه تلاش کردیم تا کاری شایسته پخش در این ماه عرضه کنیم و امیدوارم که این کار مورد توجه قرار گیرد ولی مقایسه ای با مجموعه ی وفا انجام ندهید چون دو کارکاملا با هم متمایز هستند.

چرا نام این مجموعه را صاحبدلان گذاشتید؟

مسلما نام هر فیلم و سریالی از قلب داستان ان گرفته می شود.داستان ما هم براساس اتفاقاتی است که برای یک انسان صاحبدل رخ می دهد...با دیدن سریال متوجه خواهید  شد که چرا نام این مجموعه صاحبدلان است.

و باز هم از پور یا پورسرخ در این مجموعه استفاده کردید....

از نظر من پوریا بازیگر با استعدادی است و می تواند در این کار پیشرفت زیادی داشته باشد نقش او هم در این مجموعه نقشی متفاوت و جالب است و مطمئنم که مورد توجه قرار می گیرد. 

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 آبان1385ساعت 12:33 بعد از ظهر  توسط رزا  |